بعد از نمايش فيلم "ارباب حلقه ها"، صنعت توريسم نيوزلند، 9 درصد رشد داشته.
بعد از نمايش فيلم رژه پنگوئن ها، تعداد بازديد كنندگان از باغ وحش هايي كه پنگوئن دارند، در سراسر دنيا چند برابر شده است.
انتخاب يك ماشين به عنوان ماشين قهرمان يك فيلم هاليوودي درجه يك، 35 ميليون دلار خرج دارد.
اينها همه از نمونه هاي موفق تبليغ غير مستقيم در فيلم هاي سينمايي وسريالهاي تلويزيوني هستند كه به Product Placement معروف است.
اين شكل از تبليغ در اروپا و آمريكا به شكل بسيار ظريف و خوبي انجام مي شود و سابقه زيادي دارد. برعكس در كشور ما سابقه زيادي ندارد و نمونه هاي ناموفق و نچسبش بيشتر از نمونه هاي موفقش بوده.
يك نمونه خنده دار داخلي : (در تيتراژ آغازين فيلم از ايران خودرو تشكر شد) نمايش تصويري رومانتيك از پژو 405 در يك فيلم جنايي (راننده قاتل بود) از اول تا آخر فيلم (آنقدر كه حال بيننده از اين ماشين بهم مي خورد)، مهمتر از همه: "بنز الگانس پليس نتوانست به گرد پاي پژو 405 برسد و عاقبت سر راهش مانع گذاشتند تا بايستد!"
اشكال كار اينجاست كه برخي فكر مي كنند نمايش زياد يك چيز بهتر از نمايش به موقع و هر چند كوتاه آن است.

نمونه خوب: ماكسيما و تا حدودي رستوران اسفنديار در فيلم حكم.