namakdoooon

پپسي

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

 

ساژم- قسمت سوم

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

تا حالا هر چه که گفتم از اشکالات آگهی ساژم بود، حالا بریم سراغ خوبی هاش.
ساژم دومین برند گوشی موبایلی بود که به ایران آمد. اول تعدادی گوشی نوکیا (در قطع وزیری) مخابرات همراه سیم کارت فروخت و دور دوم واگذاری ها را با گوشی ساژم شروع کرد و به این روال ادامه داد. اگر اشتباه نکنم، صاایران گوشی های ساژم را عرضه می کرد و اشتباهش این بود که چون خیالش از بازارش راحت بود، فقط یک نوع گوشی عرضه می کرد. به جای اینکه محصول را متنوع کند و بازار را گسترش دهد به فروش تعداد زیادی از یک محصول اکتفا کرده بود. فقط یک محصول ساژم را عرضه می کرد. چه اتفاقی افتاد؟ نوکیا دست به تنوع محصول زد،بازاریابی کرد و اریکسون آمد و...
نتیجه: با متنوع شدن بازار و تحول روز به روز گوشی ها، ساژم و تک محصولش به نخودی بازار تبدیل شدند. یکی دو محصول جدید را به بدترین نحو ممکن وارد بازار کردند و بالاخره تیر خلاص را در جمجمه این برند در ایران خالی کردند.
حالا این برند پس از گذشت حدود 10 سال دوباره می خواهد متولد شود، البته با پیشینه ای که گفته شد. تصویری که از ساژم قبل از تولد مجددش داشتید چه بود؟ گوشی بزرگ و بد فرم، شریک تجاری مخابرات به واسطه صاایران (هر دو دولتی)، تبلیغات بد دولتی (اگر یادتان مانده باشد).خلاصه یک برند ضعیف که در مقابل نوکیا و ... کم آورده بود.
اصل حرف: تصویری جدید و امروزی از ساژم ارائه کرد. تصویری کاملا مغایر با چیزی که بود. داستانی شاد، در مقابل تصویر اخموی برندهای دولتی. حالا دیگر ساژم، ساژم قبلی نیست. امروزی و شاد است. این بار می خندد و فریاد می کشد.رنگ هم دارد، آن هم از نوع شادش.
. کیفیت تصویر یک سر گردن از آگهی هایی که این روزها روی آنتن هستند بالاتر است. تصویر هم امروزی است و جذاب. وقتی در باکس آگهی ها قرار می گیرد، جلب توجه می کند و دیده می شود. قبل از آنکه آگهی کوتاه و پخش شود، مرموز بود و مخاطب را مجبور می کرد تا آخر بشیند ببیند چه می شود. (البته فقط برای چند مرتبه اول. ضمنا آنچنان نبود که بیننده را برای دوباره دیدنش بیازارد)
* فکر می کنم این آگهی برای معرفی ورود ساژم به بازار ایران نسبتا خوب بود، اما برای ترغیب مخاطبان به انتخاب و خرید محصولات این برند خوب نبود. این آگهی را خیلی ها دوست دارند، متفاوت است، اگر هم دوستش نداشته باشند بیشتر بی تفاوت هستند نسبت به آن تا متنفر... برای معرفی برند تازه متولد شده کارکرد دارد(آگاهی از برند) اما برای ترغیب نه.

 

نقد آگهي سا‍‍ژم- قسمت دوم

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

توضيح حل المسائلي: از يكي از نفرات اصلي تيم سازنده اين آگهي هدفش را پرسيدم، "آنتن دهي قوي" اين محصول مد نظرشان بود.
حالا بياييد آگهي را از چند زاويه مختلف نگاه و نتيجه گيري كنيم:

1- مردي كه در سال 2005 سوار ماشين دهه 60-70 ميلادي مي شود و به بيابان مي رود چگونه گوشي موبايلي ممكن است در دستش باشد؟ چنين آدمي الگوي خوبي براي خريد يك گوشي موبايل ، محصولي كه هر روز مطابق با تكنولوژي پيشرفت مي كند و امكانات بهتري ايجاد مي كند، مي تواند باشد؟ براي سفر در بيابان، كيفيت موبايل مهمتر است يا ماشين؟ مسلما ماشين، پس چه توقعي از موبايل راننده مي توان داشت؟
2- مردي كه ماشينش در بيابان خراب شده، از طريق موبايلش از بازي فوتبال خبردار مي شود. (خبر دار هم نمي شد اتفاقي نمي افتاد، مسئله حياتي نبود)
حتي اگر بگوييم كه اين اتفاق مهمي بود، نتيجه گيري اش چه مي شود؟ به طور كلي تلفن همراه و شبكه مخابراتي كه چنين امكاني را فراهم مي كند چيز خوبي است و يا موبايل ساژم چيز خوبي است؟
3- دو مرتبه موضوع راديو با هدف مقايسه برتري آنتن دهي گوشي ساژم مطرح مي شود. دفعه اول راننده با راديو ور مي رود و وقتي از آن نا اميد مي شود، تصوير بزرگتري از ماشين قديمي مي بينيم و طبق سناريو مي فهميم كه ماشين اساسي خراب است.
مرتبه دوم: مرد از تعميركار راديو مي خواهد، تعمير كار مي گويد كه راديو دارد اما خراب است. (قدرت گيرندگي گوشي با راديوي خراب مقايسه مي شود) اگر مي گفت راديو دارد اما در آنجا منطقه آنتن نمي دهد مقايسه بهتري نبود؟
4- برخي از نكات تصويري:
* صحنه سازي و تصويربرداري كه در بيابان انجام شده بسيار گرم است، ماشين كروكي (بدون سقف) است، اما وقتي راننده عرق كرده در بيابان را مي بينيم، كت و شلوار بر تن دارد و انگار همان لحظه از جلسه اي بيرون آمده. عقل اين آدم كه با ماشين 40-50 ساله در بيابان راه مي افتد، در آن گرماي بيابان كت و شلوار پوشيده و حتي كتش را در نياورده شيرين نيست؟ راستي گوشي كه چنين آدمي انتخاب مي كند، گوشي قابل اعتمادي است؟
* نحوه ارتباط برقرار كردن راننده و تماشاچي فوتبال ابهام دارد، در يك استاديوم شلوغ گوشي روي پاي تماشاچي است، رو به گوشي مي كند و حرف مي زند، مرد در بيابان اس ام اس دريافت مي كند. منظور چيه، مالتي مديا مسيج است؟ مگر چنين سرويسي مخابراتمان دارد؟
* ساژم اسپانسر تيم فوتبال استقلال است، روي پيراهن بازيكنان اين تيم حضور دارد و تصوير درشتي از پيراهن استقلال در آگهي هاي چاپي اش به چاپ مي رساند. با نيك بخت واحدي، بازيكن استقلال هم قرارداد بسته و آگهي هاي چاپي اش با حضور اين بازيكن با پيراهن استقلال منتشر مي شود. آن وقت رنگ قالب آگهي تلويزيوني اش قرمز مي شود: ماشين قرمز، پيراهن قرمز و زرشكي برخي از تماشاچيان فوتبال، تابلوي رنگ و رو رفته اما قرمز تعميرگاه بياباني، پرچم ايران در دست تماشاچيان(يك سوم قرمز). پس چرا در آگهي اسپانسر تيم آبي كه اينقدر اين نكته را توجه دارد و برجسته اش مي كند، از آبي اصلا خبري نيست؟

 

نقد آگهی ساژم- قسمت اول

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

نقد آگهی "ساژم" که دوستان زحمت کشیده بودند و نظرهای فوق العاده خوبی در مورد آن داده بودند را از طریق بخش کردن و پیاده و سوار کردن جزیات آن انجام می دهم.
1- ماشین دهه 60-70 میلادی مردی در بیابان خراب می شود، مرد شروع می کند به ور رفتن با رادیوی ماشین و وقتی که می بیند رادیو هم کار نمی کند، ماشین را به تعمیرکار بیابانی می سپارد.
2- وقتی تعیرکار مشغول معاینه ماشین است، مرد راننده موبایلش را در دست می گیرد، این ور و آن ور میرود و به صفحه اش نگاه می کند. کاری شبیه به وقتی که دنبال جایی برای آنتن دادن موبایل می گردیم یا منتظر تماس یا اس ام اس گرفتن و فرستادن هستیم.
3- جوانی که در یک استادیوم فوتبال نشسته ، در حالی که گوشی موبایلش را روی پایش گذاشته به گوشی نگاه می کند و بلند خبر شروع بازی را می دهد.
4- اس ام اسی به راننده در راه مانده می رسد و خبر آغاز بازی از دوست حاضر در استادیوم دریافت می شود.
5- مرد در راه مانده که حالا از شروع بازی خبردار شده، به سراغ تعمیرکار می رود و از او رادیو می خواهد. تعمیر کار به او می گوید که رادیو دارد اما خراب است.
6- به همان روش قبلی از استادیوم خبر می رسد که تیم مورد علاقه شان گل زده. مرد خوشحال می شود و وقتی تعمیرکار همزمان به او می گوید که ماشینش به این زودی ها درست نمی شود مرد، تعمیر کار را شادمانه به آغوش می کشد.

*** این خود آگهی بود، توضیحات و ایرادات و اشکالات را در قسمت بعدی می نویسم.
اگر توضیحی، نکته تکمیلی، نظری، چیزی داشتید، بفرمایید.

 

فروغ فرخزاد، بچه راديو

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

بخشي از مصاحبه احمد نجفي (مجري برنامه صندلي داغ) با دكتر حسن خجسته (معاون صداي سازمان صداو سيماي جمهوري اسلامي ايران)
نجفي: آقاي دكتر اين كه مي گويند "تنها صداست كه مي ماند"، ماجراش چيه؟ واقعا اينجوريه؟ اين جمله اصلا از كجا اومده؟
خجسته: والله اين رو بايد بريم از بچه هاي راديو بپرسيم، فكر مي كنم بچه هاي راديو اين جمله رو گفتن، احتمالا كار بچه هاي راديو بايد باشه.

 

به جاي طلاق

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

 

نظرتان در مورد این تبلیغ چیست؟

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سلام.
فکر کرده بودم که مثلا به صورت هفتگی یک آگهی داخلی را در اینجا کالبدشکافی کنم و نقد و نظری در موردش بنویسم. فکر می کنم چیز جالبی بشود. امشب خواستم اولین سوژه را مطرح کنم و در موردش بنویسم، بعد به این نتیجه رسیدم که بهتر است این کار را من آغاز نکنم و اول با نظر مخاطبان آگهی ها بحث را شروع کنم. بعد از اینکه شما نظر دادید، نوبت به من می رسد.

***** اولین سوژه: تبلیغ تلویزیونی "گوشی موبایل ساژم"
(همانی که یک ماشین قرمز قدیمی در بیابان خراب می شود،تعمیرکار به صاحب ماشین می گوید که ماشین امشب درست نمی شود و صاحب ماشین هورا می کشد...)

خواهش می کنم در این بحث جدید شرکت کنید و نظرتان را حتی به اندازه یک کلمه هم که شده بنویسید.
اگر دوست داشتید علاوه بر نظر و نقدی که می دهید، نگاهی به سئوالات و محورهای زیر هم بکنید:
منظور آگهی چیست؟ چه مزیتی از محصول را نشان می دهد؟ شفاف و گویا منظورش را می رساند یا نه؟ اگر به محصول مورد تبلیغ احتیاج داشته باشید، این نام تجاری که تبلیغ می کند را انتخاب می کنید یا نه؟ آیا نکته ای که در تبلیغ برجسته شده و بر آن تاکید دارد، در خرید شما تاثیر می گذارد؟
تا چه اندازه در انتقال مفهوم مورد نظر موفق بوده اند؟ (خلاصه ریش و قیچی دست خودتان است، ورق امتحانی اضافی هم خواستید بفرمایید، آقایان ممتحن برایتان می آورند!)

 

درباره آرم بنز

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

آرم بنز هم مثل آرم شورلت است و بدون فكر و فلسفه طراحي شده. ماجرا اين بوده كه آقاي دايملر، بنيانگذار اين شركت، به مسافرت مي رود و براي خانواده اش يك كارت پستال از شهري كه در آن مستقر بوده مي فرستد. كارت پستال عكسي از منظره شهر بوده و محل اقامت آقاي رييس هم حدودا در آن معلوم بوده. آقاي رييس هم محل اقامتش را روي كارت پستال با علامتي كه الان تبديل به آرم بنز شده مشخص كرده بوده.

 

در مورد لوگو

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

چندوقت پيش در مجله بيزينس ويك نكته جالبي در مورد آرم شورلت و مرسدس بنز خواندم كه واقعا جالب است. آرم شورلت هيچ فلسفه و معني خاصي ندارد. شايد بعدا به آن معاني نسبت داده باشند اما به هنگام طراحي آن هيچ فكري پشتش نبوده. صاحب كارخانه شورلت به يكي از ايالت هاي آمريكا سفر كرده بوده و در هتل اقامت داشته، طرح كاغذ ديواري هاي هتل يك سري روبان گره خورده بوده و آقاي رييس از شكل گره هاي پاپيوني آن خوشش آمده بوده. آقاي رييس كاغذي بر مي دارد و گره دلخواهش را از روي ديوار كپي برداري مي كند و وقتي به كارخانه بر مي گردد به طراح كارخانه مي دهدش و مي گويد آن را تبديل به آرم شركت كند.
در مورد آرم مرسدس بنز بعدا مي نويسم

شركت آلماني بي ام و، پيش از آنكه خط توليد اتومبيل راه اندازي كند هواپيما مي ساخته و در اين زمينه شهرت زيادي هم داشته. آرم اين شركت كه هم اكنون هم روي محصولاتش خودنمايي مي كند متشكل از يك پره هواپيما در آسمان آبي است.

 

غروب سه شنبه خاکستری بود

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

غروب سه شنبه خاکستری بود،
همه انگار نوک کوه رفته بودن

* از آسمان خاکستری مان بنالیم یا از زمین سیاه مان؟

 

با وفا تو چرا ايدز گرفتي؟

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

1-شاهكاريم، مي خواهيم تبليغات ضد ايدز بكنيم ولي خجالت مي كشيم كه حرف بزنيم، از مردم قول مي گيريم كه خودشون بروند در مورد ايدز اطلاعات به دست بياورند.
"با خود عهد ببنديم كه در مورد ايدز بيشتر بدانيم و به عهد خود وفادار بمانيم."(چشم حتما)
چه بسيار افرادي كه از هفته گذشته كه بيلبوردهايي با اين شعار ديده اند يا تيزرش را ديده اند، اين روزها گروه گروه به دانشگاه ها و مراكز علمي و درمانگاه ها و بيمارستان ها و مراكز مشاوره مي روند و ارشاد و هدايت مي شوند. شنيده ام مردم در اين سرما پشت در دانشگاهها و بيمارستانها بسط نشسته اند تا به عهد خود وفادار بمانند.
2- يك داستان نه چندان بي ربط به مسله بالا:
سالها پيش وقتي نوار بهداشتي در جهان به توليد انبوه رسيد، به رغم اينكه كالاي مفيدي بود و خانمها به آن نياز زيادي داشتند، و علي رغم اينكه در خانم ها در مورد آن اطلاعات هم داشتند و آن را مفيد مي دانستند، اما آن را نمي خريدند و فروش اين محصول در حد صفر بود.
"ديويد اوگيلوي" يكي از غولهاي تبليغات دنيا، تبليغات اين محصول را برعهده مي گيرد و از همسرش مي پرسد كه چرا با اينكه به اين محصول نياز دارد سراغ خريد آن نمي رود. پاسخ همسرش كليد فروش و همه گير شدن اين محصول شد "خجالت مي كشم از فروشنده چينن جنسي را طلب كنم".
نتيجه: از فروشگاه ها و داروخانه ها خواستند كه بسته هاي نوار بهداشتي را در قفسه اي در دسترس مشتريان و بدون حضور فروشنده قرار دهند.

 

استراتژي برندينگ نوكيا

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

چند روز پيش با يكي از دوستان در مورد قدرت برندهاي موبايل و جايگاه فوق العاده خوب نوكيا در جهان صحبت مي كرديم، بد نيست به طور خيلي خلاصه در موردش بنويسم:
1- رهبر بازار گوشي موبايل در جهان نوكيا است.
2- "موتورولا" با سهم بازاري در حدود نصف سهم بازار نوكيا مقام دوم را دارد.
3- سامسونگ مقام سوم را در جهان دارد.
4- سالها قبل زماني كه موتورولا درصدد ساختن گوشي بهتري بود و به دنبال اختراع و اكتشاف چيزي جديدتر بود، نوكيا پيش بيني كرده بود كه تلفن همراه از حالت تخصصي و استفاده براي افراد خاص به در خواهد آمد و به وسيله اي فراگير و مردمي تبديل خواهد شد. نوكيا به جاي اينكه گوشي بهتر براي مصرف كننده خاص بسازد، درصدد توليد گوشي مناسب مردم عادي و براي توليد انبوه برآمد.
5- نوكيا گوشي خود را با مفهوم FASHION پيوند زد و مدلهاي گوناگوني را عرضه كرد.
6- در شرايطي كه موتورولا فقط مي توانست به گروه خاصي بفروشد و البته با قيمت بالا، نوكيا به هر قشري و تيپي چند گوشي پيشنهاد مي داد و هر روز طرحي جديد خلق مي كرد و مي كند.
7- نوكيا براي همه گير شدن و محبوبيت يافتن گوشي هايش فقط به طراحي فيزيكي بسنده نكرد و به سراغ نرم افزار محصول خود هم رفت و ساده ترين سيستم عامل و راحت ترين منوي ممكن را طراحي و عرضه كرد. نياز سنجي و بازاريابي!
8- خلاصه كلام: نوكيا به نياز بازار توجه كرد، متمايز شد، رهبر بازار شد..
9- سامسونگ فهميده كه با محصولات كنوني اش نمي تواند با گوشي هاي متنوع نوكيا رقابت داشته باشد، درصدد تجديد نظر در طراحي محصولاتش برآمده. سامسونگ قصد دارد همچون نوكيا طرح هاي بسيار متنوعي را عرضه كند و براي هر سليقه و تيپي پيشنهادي داشته باشد.
10- سامسونگ با همكاري مجله "وگ" و Diane von Furstenberg (طراح مشهور) در حال طراحي و معرفي گوشي هاي جديد است و مي خواهد همچون نوكيا، برند خود را با مفهومFASHION پيوند بزند.

 

پایان خواب پاییزی

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

1- سلام. چند روزی بود که به علت مشغله زیاد و مسافرت نتوانستم چیزی بنویسم و البته در این مدت وبلاگی هم نخوانده بودم. الان دیدم نیک آهنگ کوثر اخطار داده و شروع کردم به نوشتن. خلاصه ببخشید. اگر فکر کردید مردم و به همه بیمارستان ها و کلانتری ها سر زدید ببخشید، عاشق شده بودم.
2- يكي از بزرگان علمي صدا و سيما كه در جريان بودجه بسياري از برنامه هاي اين سازمان است، مي گفت حرف و حديث هايي كه در مورد بودجه سريال شب هاي برره مي زنند درست است و بودجه اين سريال آن چيزي نيست كه رسما اعلام شده و حتي مهران مديري در يك برنامه خبري اعلام كرده.
اين استاد بزرگوار كه از نوادر صدا و سيما است، مي گفت كه اختصاص بودجه دقيقه اي 300 هزار تومان براي اين سريال قطعي است.
ايشان مي گفت علت اينكه قيمت واقعي بودجه اين سريال اعلام نمي شود، يكي رقابت تهيه كنندگان با يكديگر است و بودجه راز بسيار مهمي براي تهيه كنندگان محسوب مي شود(شبيه تيراژ در مطبوعات) و ديگري ربط دادن روابط شخصي و...( از نوع زير و رو ميزي) براي دريافت چنين بودجه اي بوده است.
مهران مديري چندي پيش در مصاحبه با بخش خبري صدا و سيما بودجه اين سريال را بين 116 تا 125 هزار تومان براي هر دقيقه اعلام كرده بود.
3- در حال تهیه یک کمپین تبلیغاتی برای یک نوشابه رژیمی (از نوع کولا) هستم. دوستان هر نظری در مورد این نوع نوشابه ها دارند لطف کنند بنویسند.نظرتان راجع به این نوشابه ها چیست؟ کدامشان را انتخاب و توصیه می کنید؟ اگر مصرف کننده این نوع نوشابه هستید در مورد علت مصرف این نوع نوشابه بنویسید.(اگر مصرف کننده این نوع محصول باشید که چه بهتر.)
4- طبق نتایج یک نظر سنجی بین المللی در مورد برند کشورهای مختلف، مردم انگلستان بهترین جایگاه را در ذهن مردم دیگر ممالک دارند. نتایج دیگر این نظر سنجی را در روزهای آینده می نویسم.
5- نیکان کافیه؟ :D

 

لپ تاپ 100 دلاري

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سوال: اون چيه كه عمرش اندازه يك جفت كفش كتاني است، به باهوشي يك كامپيوتر است، شبيه ظرف غذا است، قابليت رفع تمام نيازهاي دانش آموزان در كشورهاي در حال توسعه را دارد؟
جواب: هنوز هيچي!
روزنامه واشنگتن پست گزارشي دارد كه با اين سوال و جواب شروع شده و خبر از ارائه طرحي از سوي محققان MIT در اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي در تونس داده كه جواب آن سوال است.
خلاصه طرح، طرح توليد لپ تاپ هايي براي دانش آموزان در كشورهاي در حال توسعه است كه 100 دلار بيشتر قيمت ندارند. لپ تاپ 100 دلاري!
اصل گزارش را اينجا ببينيد، مرسي از رضا ثابتي
راستي اگر روزگاري اين لپ تاپ ها توليد شوند و به ايران هم بيايند بايد دنبالش در پايتخت و بازار رضا گشت يا ميدان گمرك؟

ظاهرا در انگلستان انقلابي در حال رخ دادن است. انقلاب سياسي نه، انقلاب تبليغاتي.
وزارت بهداشت انگلستان طرحي در دست تصويب دارد كه به منظور كاهش بيماري و چاقي در كودكان، استفاده از كاراكترهاي تبليغاتي كارتوني براي مواد غذايي كه قند،نمك يا چربي زيادي دارند ، ممنوع مي كند. اگر اين طرح تصويب شود حتي بسته بندي مواد غذايي با اين مشخصات هم عوض مي شود و كاراكترهاي كارتوني كه ركن اصلي تبليغات و بسته بندي و... هستند، بازنشسته مي شوند.
بزرگترين طبقه محصولي كه از اين طرح آسيب مي بيند،"سريال ها" (صبحانه هايي همچون كرن فلكس) هستند.
اتحاديه هاي توليد كنندگان مواد غذايي كه شامل اين طرح مي شوند به شدت با اين طرح مخالفند و مشغول چانه زني با دولت هستند.

 

استراتژي تبليغاتي تتراپك

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

صبح با احسان از جلوي بيلبورد "تتراپك" (تهيه كننده بسته بندي هاي كاغذي چند لايه براي مواد غذايي از جمله مواد لبني) رد شديم و احسان پرسيد كه "چرا تتراپك مخاطب خودش را مصرف كننده قرار داده؟ مگر نه اينكه به غير از صاحبان صنايع لبني و... كسي دستگاه بسته بندي نه انتخاب مي كند و نه مي خرد؟"
به توصيه احسان جواب سئوال را اينجا مي نويسم. احسان مي گفت كه اين سئوال براي دوستان و‌ آشنايانش هم مطرح شده بوده ولي به نتيجه اي نرسيده بودند.
حالا بريم سراغ جواب:
در بازاريابي دو استرات‍ژي هست به نامهاي push و pull. در واقع اين دو استراتژي تعادل را حفظ مي كنند، از يك سو مشتري را به بازار مورد نظر بكشانيم و از سوي ديگر به فروشنده فشار وارد كنيم (او را هل بدهيم) كه محصول مورد نظر ما را در بازار عرضه كند. حالا با اين ديدگاه به تبيلغات تتراپك نگاه كنيد.
تتراپك به مخاطب مي گويد كه پاكت هاي چند لايه اين شركت " محافظ آنچه خوب است" است. هم تبليغ خودش را مي كند و هم محصولي كه در اين نوع بسته بندي ريخته مي شود. در واقع به اين ترتيب علاوه بر اينكه بر مزيت محصول بهداشتي، سالم و ايمن محصول خود تكيه مي كند، جايگاه ويژه اي براي محصولاتي كه از تتراپك استفاده مي كنند تعريف مي كند و سعي در گسترش طبقه محصولات استفاده كننده از اين بسته بندي دارد. (اوايل كه تتراپك تبليغ مصرف كننده مي كرد، از تمام برندهاي مهمي كه از اين بسته بندي استفاده مي كنند نام مي برد. مثل: روزانه، تكدانه، سن ايچ، ميهن و...)
متوجه شديد كه چه اتفاقي مي افتد؟ از يك طرف: به مخاطب القا مي كنند كه پاكت هايشان بهتر است و محصولات موجود در پاكت هاي تتراپك بهتر هستند و او را ترغيب به استفاده از آنها مي كنند.
به هر ميزان كه فروش اين طبقه بالا برود فروش محصولات طبقات ديگر كاهش مي يابد (تقاضا كه تغييري نمي كند، سهم بازار كم و زياد مي شود)
حالا به دليل افزايش تقاضا براي محصولات "تتراپكي" ، و جايگاه يافتن و متمايز شدن اين محصولات، (و مهمتر از همه كاهش فروش محصولات طبقه ديگر) توليد كنندگاني كه از اين نوع بسته بندي استفاده نمي كنند، بيش از پيش به تتراپك توجه مي كنند.
تبليغات و فشاري كه به طور مستقيم صاحبان صنايع را هدف مي گيرد را هم فراموش نكنيد.
فكر مي كنم خيلي ماجرا را طول و تفسير دادم، خلاصه كلام: تبليغات تتراپك بي ربط نيست.

 

اصول وبلاگ نویسی اقتصادی

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

شماره جدید نشریه Harvard Business Review مطلبی دارد در مورد وبلاگ نویسی شرکت ها و بنگاههای اقتصادی. این مطلب مدیران واحدهای اقتصادی را به راه اندازی وبلاگ ترغیب کرده و گفته که این کار می تواند نقش بسیار خوبی در تمایز شرکت ها، جلب مشتری، افزایش رضایتمندی و وفاداری مشتری و... داشته باشد.
چند اصل کلی هم در مورد وبلاگ نویسی برای واحدهای اقتصادی متذکر شده، این اصول عبارتند از:
* صداقت، طنز و شفافیت داشته باشید.
* به مخاطبانتان احترام بگذارید.
* به وبلاگ نویسی به چشم تبلیغات نگاه نکنید.
* مو از ماست نکشید، کلیات را تعیین کنید ودست وبلاگ نویس های شرکتتان را باز بگذارید.
* اگر لازم دیدید در سیاست وبلاگ نویسی شرکتتان تجدید نظر کنید و تغییرش دهید
* به بازخوردها خیلی اهمیت بدهید
* به انتقادات و... که درست هستند، حتما جواب بدهید.
* مستند نویسی مهمترین اصل است.

 

فعلا

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


سلام. تا پنجشنبه شب چيزي اينجا نمي نويسم، اگر در اين يكي دو روز ديديد اينجا پينگ شده، اهميت ندهيد. خداحافظ تا شب جمعه.

 

چارت سازماني استارباكس

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

استارباكس از جمله بنگاه هاي اقتصادي جهان است كه همواره استراتژي نياز محور داشته است و هر كاري كه كرده، اقدامي بوده در رفع بهتر نيازهاي مردم. برنامه ريزي دقيق در راستاي اين استراتژي باعث شده تا سود استارباكس روز به روز افزايش يابد و اين شركت به سومين رستوران زنجيره اي دنيا تبديل شود.
يك نكته جالب در مورد چارت سازماني استارباكس اين است كه به جاي اينكه چارت را از بالا به پايين بنويسند و از مدير عامل و... به مشتري برسند، مشتري را بالا قرار مي دهند و از مشتري به مدير عامل كه در انتها رسيده مي رسند. يعني همه چيز دست مشتري است (از جمله كيف پول).

 

استبداد وبلاگي

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سلام. الان ديدم دوستان كامنت گذاشته اند و وبلاگ پينگ شد. براي اينكه شرمنده دوستان نشم و به احترام اكثريتي كه اينجا سر مي زنند و كامنت نمي گذارند، تا اطلاع ثانوي گزينه كامنت گذاري را از حذف مي كنم. ببخشيد. كاري اگر بود لطفا ايميل بزنيد.

 

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

 

فرهنگ تخصصی بازاریابی

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سلام. کنار صفحه لینک فرهنگ تخصصی بازاریابی را گذاشتم. خیلی خوب و به درد بخور است، شاید به کارتان بیاید. منبعش American Marketing Association است.

 

عروس سنگين وزن

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

 

ارزش تصوير ذهني

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

يك مثل بازاريابي هست كه مي گويد:"مردم بابت تصويري كه از كالاها در ذهنشان دارند پول مي دهند، نه خود كالا."
شاهدي كه براي اين حرف مي توان آورد، مقايسه فروش كوكاكولا و پپسي است. تمام نظر سنجي ها حاكي از آن است كه به نظر مردم پپسي خوشمزه تر است و طعم دلپذيرتري دارد، اما فروش كوكاكولا كه تصوير و جايگاه ذهني بهتري دارد ، بيش از فروش پپسي است.
حالا به يك نمونه از اقدامات خيلي ساده و به نظر بي اهميت كوكاكولا براي حفاظت از تصوير خوبي كه در ذهن مصرف كننده ساخته است توجه كنيد:
طبق قانون جهاني كوكاكولا، اگر يك كاميون حمل محصولات اين شركت در خيابان خراب شود، هيچ احدالناسي حق جابجا كردن و تلاش براي تعمير كردن آن را ندارد. بر اساس اين قانون در صورت خرابي خودروي عامل توزيع، راننده بايد با مسئول ارشد خود در بخش ترابري و توزيع تماس بگيرد ، مسئول واحد توزيع به محل خرابي ماشين بيايد و با استفاده از جرثقيل ماشين را بگذارند روي يك تراك حمل بار و آن را به پاركينگ يا تعمير گاه منتقل كنند.
در مورد كانتينرهاي اين شركت هم اين قانون صادق است، با اين تفاوت كه بخش بار (كانتينر) جدا و با استفاده از يك كاميون ديگر به راه خود ادامه مي دهد و كاميون خراب به همان شكلي كه گفته شد جابجا مي شود.
اين قانون براي اين است كه مبادا در ذهن مصرف كننده تصويري از خرابي و واماندگي كوكاكولا نقش ببندد.

 

87 84 545 3 22 65 212: استخدام مي كنيم

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


يك راست سراغ مخاطب مورد نظر رفتن يعني اين.
مخاطب: برنامه نويس كامپيوتر
زبان: كدهاي اسكي (زبان مورد استفاده برنامه نويسان)
متن آگهي: استخدام مي كنيم

 

كلكسيون سيگار

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

http://www.wclynx.com/burntofferings/كلكسيوني از بسته بندي و تبليغات و... سيگار. به پيشنهاد حامدغلامي.

 

آگهی های کولر ال جی

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


 

از پیله تا پرواز Canon

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

 

استودیو جهان

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


نویسنده، تهیه کننده، کارگردان: خدا
(آگهی شبکه هواشناسی)

 

گوگل در سال 2084

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


الان این تصویر را در نیویورک تایمز پیدا کردم. فوق العاده است. عالیه،گوگل در سال 2084 مغز و حال و آینده و دوستان و دشمنان و... آدم را هم جستجو می کند.(جای دوست و دشمن را هم نشان می دهد)
با دقت به گزینه هایش نگاه کنید، بی نظیره.

 

مسابقه فروش

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

این بار که به بقالی محله تان رفتید دقت کنید ببینید دبه ها،بطری ها و شیشه های شربت سن ایچ را کجا چیده اند. به طور قطع پاسختان هر کجا که باشد، جایی است که به چشم می آید و در دسترس است.
سن ایچ مسابقه ماهیانه ای میان خرده فروشان برگزار می کند و به صاحب فروشگاهی که در مقایسه با دیگران سن ایچ را در جای بهتری از فروشگاهش گذاشته و در نمایش این محصول از خودش ابتکار به خرج داده (ابتکار در بکرده) جایزه می دهد.
بسیاری دیگر از شرکت های داخلی فعالیت هایی از این دست دارند اما شرکت های خارجی فعال در ایران این کار را به شدت دقیق و علمی انجام می دهند. شرکت های داخلی در این زمینه قابل مقایسه با شرکت های خارجی فعال در ایران نیستند. اصطلاح بازاریابی این کار"Merchandising" است. نمونه خارجی: شرکت آدامس "ریگلی" (تولید کننده آدامس PK.دقت کنید متوجه می شوید که غیر ممکن است این آدامس را که موقع بقیه پول گرفتن از فروشنده نبینید.
راستی الان می خواستم برای این مطلب عکسی از بطری یا آرم سن ایچ پیدا کنم، حتی یک عکس دو پیکسلی هم پیدا نکردم. بدتر اینکه کلمه "سن ایچ" را هم که جستجو می کنید به هیچ چیز نمی رسید. عالیفرد دات کام هم در قید حیات نیست. ظاهرا رهبر بازار شربت ایران DC است. قابل توجه آرش.

 

No Comment, No Ping!

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سلام. نمي دانم چرا هر وقت كسي كامنت مي گذارد، وبلاگ پينگ مي شود. اگر كسي مي داند چطور مي شود از اين پينگ شدن هاي بيهوده جلوگيري كرد، لطفا راهنمايي كند.
الان قصد نوشتن نداشتم، اما ديدم يك كامنت باعث پينگ شدن وبلاگ شده و براي اينكه دوستاني كه مراجعه مي كنند دست خالي بر نگردند و خواجه نوري دات كام پوچ در نياد دو تا آگهي مي گذازم.


هر دو آگهي خيلي جالب است. پاييني به استحكام و ايمني يك مدل از "رنو" پرداخته. بالايي هم راجع به "كودك آزاري " است. متن آگهي را بخوانيد جالب است.

 

برنج گلستان پاك كردن مي خواد؟

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

يكي از دوستان صدا و سيمايي مي گفت چند سال پيش اتفاقي مشابه آنچه كه براي سريال"متهم گريخت" و رضا عطاران افتاده (تبليغ بدون مجوز يك محصول) براي مهران غفوريان در سريال "زير آسمان شهر" افتاده بوده.
ظاهرا در يكي از سكانس هاي زير آسمان شهر، مهران غفوريان از مادرش مي پرسيده"مادر چه كار داري مي كني؟" و در جواب مي شنود:"دارم برنج پاك مي كنم"
غفوريان هم در پاسخ به مادرش گفته بوده:" برنج گلستان كه پاك كردن نمي خواد."
به گفته اين دوست پس از احظار توليد كنندگان اين سريال و چرتكه انداختن برايشان، كار به گريه و زاري هم كشيده بوده.

 

خطای بصری در خدمت تبلیغات

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


تا یک نقطه سیاه دیدید از این مایع دستشویی استفاده کنید!

 

ممنوعيت پخش تيزرهاي ماه رمضان

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

متوجه فرقي كه آگهي هاي تلويزيوني يك هفته اخير نسبت روزهاي قبل كرده اند شده ايد؟ صدا و سيما به پخش هر گونه آگهي را كه در آنها از اذان و ربنا استفاده شده ممنوع كرده است. مصوبه جديد صداو سيما فقط اين دسته از آگهي ها را شامل نمي شود و با اعلام اينكه سوء استفاده از ماه رمضان و باورهاي مذهبي ممنوع است، صدور مجوز پخش (كد پخش) براي تمام آگهي هايي كه به ماه رمضان اشاره كرده اند ممنوع كرده است.
مشكل بزرگي كه براي صاحبان آگهي ها و آژانس هاي تبليغاتي پيش آمده اين است كه روز دوازدهم ماه رمضان اين مصوبه اعلام و پخش آگهي هاي اين چنيني ممنوع شده است.
جالب اينجاست كه اول گفته بودند آگهي هايي كه سال گذشته مجوز پخش گرفته اند اجازه پخش دارند و مجوز جديد صادر نمي شود ، البته مجوز آگهي هاي قبلي را الان لغو كرده اند.
به آگهي هايي كه اين روزها پخش مي شود بيشتر دقت كنيد متوجه اصلاحات صورت گرفته در بعضي از آنها مي شويد(حذف كلمه افطار از تيزر آب معدني كوهرنگ، تك نوازي تار به جاي اذان يا ربنا در تيزر حلوا شكري باز و ...)

 

هجوم لیپتون به بازار چای ایران

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

آمار فروش بزرگان بازار چای ایران حاکی از آن است که لیپتون ظرف مدت کوتاهی توانسته سهم بازار بقیه برندها را تهدید کند و روز به روز به سهم بازارش بیفزاید.
ظاهرا استراتژی هجومی بازاریابی لیپتون به بازار ایران و تبلیغات درست این شرکت چنان بوده که فعلا نفس شرکت های دیگر را بند آورده و این شرکت ها دست به دامن آژانس های تبلیغاتی شده اند. مطمئنا در آینده نزدیک شاهد مقابله برندهای آسیب دیده خواهیم بود.
شاید شاهد به کما رفتن بعضی از برندهای چای یا خدای نکرده فوت برخی از آنها باشیم.
باید به این نکته توجه داشت که مدت ها بود بزرگان چای ایران خیالشان از جایگاه برندهای خود راحت شده بود و فعالیت بازاریابی و تبلیغاتی قابل توجهی انجام نمی دادند و فکر می کردند اوضاع همچنان بر وفق مراد خواهد ماند.
به قول معروف: جیک جیک مستونت که بود، فکر زمستونت نبود؟

 

متهم به صدا و سیما گریخت

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

چند روز پیش یکی از سکانس های سریال "متهم گریخت" در یک بقالی فیلمبرداری می شده و علی صادقی (عباس) از فروشنده یک لامپ می گیرد و شروع به بحث کردن با فروشنده و ور رفتن با لامپ می کند. ظاهرا در تمام این سکانس نام تجاری لامپ ، افروغ، مشخص بوده به همین شکل سریال روی آنتن رفته. مانیتورینگ سروش گزارشی در مورد مدت و نحوه نمایش این نام تجاری تهیه و صدا و سیما رضا عطاران (کارگردان) و تهیه کننده را احظار کرده است.

 

جهان دوقطبي، سامسونگ، بامشاد

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

ایران ورود کالا از کشورهای کره جنوبی ، انگلیس ، جمهوری چک و آرژانتین که همگی به نفع قطعنامه آژانس علیه ایران رای دادند، ممنوع کرده است .
اخبار تاييد نشده مي گويد كه آلمان هم در اين ليست است.
به اين ترتيب مي شود كشورهاي دنيا را به دو دسته تقسيم كرد: كشورهايي كه خودشان خواستند ايران را تحريم كنند. كشورهايي كه خودشان نمي خواستند ايران را تحريم كنند.
راستي، سامسونگ و ال جي و زيمنس و دوو و هيوندايي و بي ام و و بنز و ... چي مي شن؟
حالا خوب شد چين جز اين دو دسته نيست وگرنه "دار و سارا"مان را هم آنها گروگان مي گرفتند.
درباره تبليغات: سامسونگ سال گذشته 4 ميليارد تومان به عنوان اسپانسر سريال "نقطه چين" يا همان "بامشاد" خودمان به صدا و سيما پرداخت كرد. راستي مي دانستيد اين سريال باعث به تهديد سهم بازار سامسونگ شده بود؟
نمايندگي هاي سامسونگ ناراحت شده بودند كه در سريال نماينده هاي سامسونگ آدمهاي كلاشي معرفي شده اند و اعتماد مردم به آنها سلب شده و خواستار قطع همكاري با سامسونگ به عنوان نماينده شده بودند.( ناز كرده بودند)

 

مراقب باشید

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

 

مسابقه تكواندو با پشه

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


گفتن ندارد كه صاحب آگهي كلاس تكواندو است. مي بينيد در يك عكس به اين سادگي چقدر فوق العاده مفاهيم را منتقل كردن؟ فرو رفتگي ديوار قدرت را نشان مي دهد. جايي كه خورده(بالاي در) نشان دهنده انعطاف است. هدفش هم كه پشه است و نشان دهنده سرعت و دقت واكنش نشان دادن به اضافه اينكه دشمن هم هست و خيلي سخت با آن مقابله شده. باز هم مفهوم مي خواهيد؟

 

زنده باد خوآن والدز

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


يادتان مي آيد چند روز پيش خبر از كاراكترها و شعارهاي تبليغاتي سال داده بودم؟ مرد كلاه بر سري كه در عكس مي بينيد كاراكتر تبليغاتي سال است. نامش "خوآن والدز" است و شغلش كاشت قهوه در كلمبيا. اين كاراكتر در واقع نماينده تمام كشاورزان قهوه كار و صنعت قهوه كلمبيا است. "خوآن والدز" كه نماينده قهوه كاران كلمبيا است، در خيابان مديسون آمريكا، خياباني كه مركز شركت هاي تبليغاتي آمريكا است، به دنيا آمده. خوآن والدز طبق يك كمپين موفق بازاريابي به دنيا آمده و توانسته صنعت قهوه كلمبيا را نجات دهد. پيش از تولد او، قهوه كلمبيا محبوبيت نداشت و خيلي ارزان بود و سهم بازارش بسيار كم. به قول معروف، قهوه درجه 3 شناخته مي شد.
تولد خوآن والدز و حيات آن طبق كمپين بازاريابي صحيح توانست ظرف كمتر از 10 سال و هزينه اي بسيار كم قهوه كلمبيا را به پر مصرف ترين قهوه جهان تبديل كند.
راستي مي دانيد اين آقايي كه كنار اسب خوآن والدز ايستاده كيست و اين دو نفر كجا هستند؟
آقاي كت و شلواري، رييس جمهوري كلمبيا است كه خوآن والدز را پس از انتخاب به عنوان بهترين كاراكتر تبليغاتي به كاخ رياست جمهوري دعوت كرده.
بعدا در مورد جزئيات كمپين خوآن والدز مي نويسم.

 

عمو گارفيلد كارتون خواب

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

يك احسان ابطحي آگهي جالبي از يونيسف رااينجا گذاشته، خبر و توضيحات مربوطه اش را هم.
جالب است حتما ببينيد.
اين آگهي هم كه اين زير مي بينيد عموزاده ناتني همان آگهي است. اين آگهي از آگهي كه احسان در موردش نوشته قديمي تر است (2003). صاحب آگهي سازمان صليب سفيد حمايت از حيوانات است و به حيوانات خياباني(!) پرداخته است.

اين يكي رو هم ببينيد كه خيلي خوبه. كوتوله و هفت سفيد برفي

 

مهر مادری، پاستوریزه و هموژنیزه

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

آگهی شیر کاله را که این روزها از تلویزیون پخش می شود، دیده اید؟
نمی خواهم راجع به متن آگهی و ساختارش بحث بکنم و به شاه بیت ماجرا بسنده می کنم.
در آخرین صحنه آگهی که عکسی از قوطی شیر گاو کاله به نمایش گذاشته شده، شعار اصلی به نمایش در می آید:
یاد آور خاطره مهر مادری
ظاهرا کسی که این شعار را طراحی کرده هر وقت "شیر گاو" می خورد یاد "مهر مادر"ش می افتد. به نظرتان چنین کسی وقتی که گاو می بیند یاد چه چیزی یا کسی می افتد؟

 

مشتري يا رقاص حرفه اي؟

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سلام.
مدير بازاريابي استارباكس خطاب به كاركنان فروشگاههايشان: اگر با مشتري خوش و بش كردي و تحويلش گرفتي و نوشيدني هم كه مي خواست برايش درست كردي، مطمئن باش بر مي گردد.
چند درصد فروشندگان و مديران فروشگاههاي كشورمان طرز برخورد با مشتري و به طور كلي تكنيك فروشندگي را بلدند؟
از ديد بسياري از فروشندگان، مشتري كسي است كه به هر شكلي شده مي خواهد محصول موجود در مغازه را بخرد.اين مشتري است كه بايد فروشنده را راضي كند محصولش را بفروشد و به ساز فروشنده برقصد.
اين فروشندگان وقتي كه در نقش خريدار ظاهر مي شوند، تفكري كاملا برعكس دارند: فروشنده است كه بايد او را راضي كند كه محصولش را بخرد. او مي خواهد جنسش را بفروشد، من كه خريدار نيستم. پس تو بايد به ساز من برقصي.

موضوع بي ربط: امروز خبر دار شدم كه هر سال مسابقه اي با نام " برادر بزرگ" (big brother معروف 1984جورج ارول) برگزار مي شود و نام هر كسي كه بيشتر توانسته حريم شخصي افراد را تحديد كند در فهرست برندگان اين رويداد ثبت مي كنند.تصوير سمبل اين مسابقه كه تنديس جايزه هم هست در عكس مي بينيد.
سايت رسمي مسابقه

 

بودن يا نبون؟

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

چند روزي است كه به اين فكر افتادم وبلاگ را تعطيل كنم. ترديد دارم، شايد در چند روز آينده به قطعيت برسم و اين كار را بكنم.

 

باد ما را خواهد برد

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سلام. چند روزي بود كه به دليل گرفتاري ها و كارها نمي رسيدم بنويسم اما دوستان وبلاگ را پينگ و من را شرمنده مي كردند. به همين خاطر ديدم اگر اين روند ادامه پيدا كند بايد وبلاگ را به اين آدرس منتقل كنم:
Choopan-e-DoorooghGoo.com
بگذريم. تصوير بالايي، بيلبورد هيجان انگيز ميني ماينر است. تصوير پايين هم يكي از آثار توفان كاترينا در آمريكا است. صفحه بيلبوردها را باد برده، پايه هاشُ جا گذاشته!

 

ماشین جدید پاپ

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


عکسی که می بینید ماشین جدید پاپ بندیکت شانزدهم، یا همان پاپ جدید خودمان! است. بی.ام.و این ماشین را به پاپ هدیه کرده است. x5 مدل مادر این ماشین است.
ماشینی که از پاپ ژان پل دوم به بندیکت شانزدهم ارث رسیده بود مرسدس بنز بود و هدیه دایملر کرایسلر. پیش از آن که آن مرسدس بنز به پاپ هدیه شود با بی.ام.و دیگری که آن هم اهدایی بود به میان مردم می رفتند.
مدیران بی.ام.و بعد از اهدای این ماشین اعلام کردند که تعداد ماشین های اهدایی خود به واتیکان را افزایش خواهند داد و پلیس واتیکان را با x5 های اهدایی تجهیز خواهند کرد.
نکته قابل توجه اینجاست که اصولا سه شرکت اتومبیل سازی آلمانی یعنی فولکس واگن، بی.ام.و و دایملر کرایسلر(دو رگه) برای اهدای محصولات خود به واتیکان سر و دست می شکنند و به بهانه و مناسبت های مختلف تعداد زیادی ماشین به واتیکان اهدا می کنند. مهمتر از پاپ کسی را می توانند سوار ماشینشان کنند و به دور دنیا بفرستند و تازه بگویند که کلی به واتیکان کمک می کنیم؟ تازه دل کاتولیک ها را هم به دست آورند و چهره خوبی از خود به نمایش بگذارند. به این می گویند بازاریابی اجتماعی.

 

به قول ناصر الدین شاه

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

به قول ناصر الدین شاه: این ماه رمضون زود تر بیاد که یه زولبیا بامیه و آش رشته سیری بخوریم.

 

بهترين شعارها و آيكن هاي تبليغاتي

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

هر سال در آمريكا جشنواره يك هفته اي تبليغات برگزار مي شود . يكي از كارهايي كه در آن انجام مي شود انتخاب محبوبترين شعار و آيكن تبليغاتي سال است. اين انتخاب ها به صورت نظر سنجي و راي گيري مستقيم صورت مي گيرد.
بهترين شعارها و آيكن هاي تبليغاتي سال 2005 آمريكا اين ها هستند.

 

XO[_]+

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

چند تا از آگهي هاي پلي استيشن را كه در آنها علائم كليدهاي معروف اين دستگاه به چشم مي خورد انتخاب كردم. تعداد آگهي هايي كه انتخاب كرده بودم خيلي بيشتر از اين ها بود اما به خاطر دردسر بلاگر همين چند تا را گذاشتم. در روزهاي آينده يك صفحه گالري به سايت اضافه خواهد شد و...





 

شوخی سونی با عیسی مسیح

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


سلام. sony تولید کننده playstaion به خاطر آگهی که می بینید مجبور به عذر خواهی از واتیکان شد. این آگهی پس از آنکه در روزنامه های ایتالیا چاپ شد با اعتراض شدید واتیکان و مسیحیان دو آتشه روبرو شده بود. واتیکان به سونی گفته بود "با همه چیز و همه کس، حتی مسیح شوخی می کنید!". سونی هم بلافاصله بعد از دریافت واکنش واتیکان، رسما عذرخواهی کرد و از ادامه انتشار این آگهی جلوگیری کرد.
توضیح احتمالا غیر ضروری: مثلث، ضربدر، مربع و دایره ای که جای خارهای روی تاج را گرفته اند علائم کلید های پلی استیشن است (کلیدهای روی جوی استیک) که سونی آنها را به سمبل این دستگاه تبدیل کرده است.
در روزهای آینده مجموعه ای از آگهی های پلی استیشن را نشان می دهم.

 

نوستالژي آتاري

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

 

زامیاد همیشه زامیاد می ماند

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

تصویری که می بینید، قسمتی از آگهی یک صفحه ای شرکت زامیاد است که این روزها در روزنامه ها به چشم می خورد. آگهی در مورد فروش کامیون های "دیلی" این شرکت است و نظر سنجی هم در آن گنجانده شده که تصویرش را می بینید.

یک نکته جالب این نظر سنجی دارد و آن هم این است که
گزینه هایی که گذاشته اند تکراری است (به جز دو ردیف اول از بالا).
گزینه های تکراری را با کادر قرمز مشخص کرده ام. گزینه های موجود در هر کادر دقیقا عین هم هستند(هم از نظر شکل و هم از نظر طول خودرو که زیرش نوشته شده).
جالب این است که این آگهی چند هفته ای است به دفعات و در روزنامه های متعدد به چاپ می رسد.
در مورد تعداد مدلهای این خودرو اطلاعی ندارم اما فکر هم نمی کنم که این همه مدل داشته باشد. شاید تکرار مدلها عمدی بوده و قصد داشته اند وانمود کنند که مدل های خیلی خیلی زیادی دارند! اگر هم به تعداد گزینه ها مدل داشته باشند که دیگر بدتر، آگهی به این گرانی و مهمی را اینقدر سرسری و حتی بدون یکبار عیب یابی منتشر کرده اند.
ظاهرا حرف مرد یکی است و زامیاد همیشه زامیاد می ماند، حتی اگر شریک تجاری Iveco شود.

 

وقتی که مصرف کننده سگ باشد، خریدار آدم

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


سلام. فقط ببینید که چطور می شود یک راست رفت سراغ مخاطبی که به دنبالش هستیم و ترغیبش کنیم که محصول ما را بخرد.آدمهایی که سگ هایشان را به گردش می برند(مشتریان بالقوه این برند غذای سگ) و ازجلوی این تابلو رد می شوند غیر ممکن است که متوجه این تابلو نشوند و چند ثانیه ای درگیرش نباشند. می دانید چرا؟ پشت تصویر با غذای سگ پر شده و روی سطح تصویر سوراخ های بسیار ریزی ایجاد کرده اند تا شامه سگ را تحریک و به طرف خود جلب کند. حالا سگی که پیاده روی کرده و گرسنه شده، مشغول ور رفتن با تابلو می شود و سعی می کند که از دل تابلو مقداری از آن غذا را که عکسش را صاحبش می بیند بیرون بکشد.
تصویری که در ذهن صاحب سگ می ماند چیست؟ سگش حتی به تصویر غذای تبلیغ شده رحم نمی کند و برایش آنقدر جذاب است که تصویرش را لیس می زند.
این آگهی در آلمان منتشر شده.

 

اعتراض مسلمانان به بستني هاي برگر كينگ

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری



1- گروهي از مسلمانان به طرحي كه رستوران "برگر كينگ" براي روي در بستني هايش انتخاب كرده اعتراض كردند. به گفته اين گروه، طرح انتخابي برگر كينگ شبيه به كلمه الله است.
2-هد اند شولدرز كه متخصص شامپوهاي ضد شوره است و به ايران هم آمده، اين بيلبورد را در روسيه زده. شعار بيلبورد: اينجا نمي تواند بريزد.

3- به شباهت آگهي چاپي پپسي و كوكاكولا توجه كنيد.

 

مدل های اسپانیایی و محصول جدید ایران خودرو

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سلام. عکس هایی که می بینید از جمله عکس های تبلیغاتی است که ایران خودرو با همکاری پژو فرانسه برای محصول جدیدشان که 206 صندوقدار است تهیه کرده اند. عکاسی از این محصول از میدان آزادی تهران شروع و در برخی از شهرها و جاده های ایران ادامه پیدا کرده بود و سرانجام عکاسان ایران خودرو همراه محصول تا جزایر قناری ، جایی که پیشنهاد طرف فرانسوی بود، سفر و عکسهای زیادی تهیه کردند.
نکته جالبی که توجه عکاسان ایران خودرو را جلب کرده بود این بود که وقتی سر صحنه برای عکاسی حاضر شده بودند با مدلهای (مانکن) اسپانیایی با پوششی کاملا اسلامی روبرو شده بودند و نیازی به توضیح به آنها و اصلاح پوششان نبوده است. چند دست مانتو و شلوار و روسری با رنگها و مدل های مختلف که همگی با استانداردها و محدودیت های ایران همخوانی داشته تیم پشتیبانی مدل ها - بدون اینکه اطلاعاتی از ایران خودرو بخواهد و سفارشی بدهد- آماده داشته.
ایران خودرو در ایران این محصول را که با نام پروژه T13 شناخته می شد با نام "آریان" معرفی کرد اما همانطور که در عکس ها (روی پلاک ) می بینید پژو نام 206 sedan را برای آن برگزیده است و به شدت هم با نام "آریان" مخالف بود.


 

سمبل هاي انتخاباتي افغانستان

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

انتخابات پارلماني افغانستان فردا برگزار مي شود. هر كدام از 617 كانديداي كابل و حومه اين شهر يك سمبل انتخاباتي دارند. شتر ،تبر، گاو ،كپسول گاز، تاج خروس، نردبان، گازانبر، قيچي، نيمكت، دكل چاه نفت، تلفن همراه و تلويزيون از جمله اين نماد هاي انتخاباتي هستند. برخي از كانديداها هم از چهره فوتباليست ها و توپ فوتبال بهره گرفته اند.
منبع: صفحه 9 روزنامه "شرق" فردا!

 

وزارت اقتصاد در اجاره دریانی ها؟

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

دریانی ها که ظرف چند سال اخیر توانسته اند نظام خرده فروشی را تسخیر کنند به سراغ اینترنت آمده اند تا تجارت الکترونیک را زیر و رو کنند.
دیروز وقتی به دریانی نزدیک خانه مان رفته بودم دیدم پشت سر فروشنده تابلویی است که خبر از ظهور دریانی ها در اینترنت می دهد. روی تابلو نوشته بود که فروشگاه جزیی از فروشگاه اینترنتی "دریانی" است.اطلاعات صاحب مغازه در این حد بود که "رفتیم تو اینترنت".
آدرس سایتی که داده بودند daryani.ir بود.(کار نمی کند)
فکر فوق العاده ای است. یک شبه بزرگترین شبکه توزیع و خرده فروشی کشور را از آن خود کردن و فروشگاه اینترنتی به گستردگی یک کشور راه انداختن. ایده ای از این بهتر سراغ دارید؟
پیوستن به این شبکه برای مغازه داران هم چیزی جز افزایش فروش در پی نخواهد داشت و در واقع فقط بازارشان را گسترش خواهند داد.
فکر کنم اگر وزارت خانه های اقتصاد و دارایی،صنایع و نفت را به دریانی ها اجاره می دادند، نرخ رشد اقتصادی ایران از نرخ رشد اقتصادی چین جلو می زد!
راستی می دانستید که دریانی ها در انتخابات مجلس هفتم کاندیدا داشتند؟ یک چیز دیگر، می دانید که اتحاد دریانی ها و شبکه شبه مافیایی آنها توانسته چند برند را بالا بکشد و چند کارخانه دار را به مرز ورشکستگی برساند؟

 

درازترين بيلبورد جهان

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


عكسي كه مي بينيد بخش كوچكي از دراز ترين بيلبورد جهان را نشان مي دهد. اين تابلو 1100 متر طول دارد و در برلين است.متني كه روي تابلو نوشته شده يك تكه و به صورت جمله اي 1100 متري است. صاحب آگهي خطوط هوايي "ويرجين اكسپرس" است و متن آگهي هم در مورد بليط 41 يورويي از برلين به بروكسل است.