نقد آگهي ساژم- قسمت دوم
توضيح حل المسائلي: از يكي از نفرات اصلي تيم سازنده اين آگهي هدفش را پرسيدم، "آنتن دهي قوي" اين محصول مد نظرشان بود.
حالا بياييد آگهي را از چند زاويه مختلف نگاه و نتيجه گيري كنيم:
1- مردي كه در سال 2005 سوار ماشين دهه 60-70 ميلادي مي شود و به بيابان مي رود چگونه گوشي موبايلي ممكن است در دستش باشد؟ چنين آدمي الگوي خوبي براي خريد يك گوشي موبايل ، محصولي كه هر روز مطابق با تكنولوژي پيشرفت مي كند و امكانات بهتري ايجاد مي كند، مي تواند باشد؟ براي سفر در بيابان، كيفيت موبايل مهمتر است يا ماشين؟ مسلما ماشين، پس چه توقعي از موبايل راننده مي توان داشت؟
2- مردي كه ماشينش در بيابان خراب شده، از طريق موبايلش از بازي فوتبال خبردار مي شود. (خبر دار هم نمي شد اتفاقي نمي افتاد، مسئله حياتي نبود)
حتي اگر بگوييم كه اين اتفاق مهمي بود، نتيجه گيري اش چه مي شود؟ به طور كلي تلفن همراه و شبكه مخابراتي كه چنين امكاني را فراهم مي كند چيز خوبي است و يا موبايل ساژم چيز خوبي است؟
3- دو مرتبه موضوع راديو با هدف مقايسه برتري آنتن دهي گوشي ساژم مطرح مي شود. دفعه اول راننده با راديو ور مي رود و وقتي از آن نا اميد مي شود، تصوير بزرگتري از ماشين قديمي مي بينيم و طبق سناريو مي فهميم كه ماشين اساسي خراب است.
مرتبه دوم: مرد از تعميركار راديو مي خواهد، تعمير كار مي گويد كه راديو دارد اما خراب است. (قدرت گيرندگي گوشي با راديوي خراب مقايسه مي شود) اگر مي گفت راديو دارد اما در آنجا منطقه آنتن نمي دهد مقايسه بهتري نبود؟
4- برخي از نكات تصويري:
* صحنه سازي و تصويربرداري كه در بيابان انجام شده بسيار گرم است، ماشين كروكي (بدون سقف) است، اما وقتي راننده عرق كرده در بيابان را مي بينيم، كت و شلوار بر تن دارد و انگار همان لحظه از جلسه اي بيرون آمده. عقل اين آدم كه با ماشين 40-50 ساله در بيابان راه مي افتد، در آن گرماي بيابان كت و شلوار پوشيده و حتي كتش را در نياورده شيرين نيست؟ راستي گوشي كه چنين آدمي انتخاب مي كند، گوشي قابل اعتمادي است؟
* نحوه ارتباط برقرار كردن راننده و تماشاچي فوتبال ابهام دارد، در يك استاديوم شلوغ گوشي روي پاي تماشاچي است، رو به گوشي مي كند و حرف مي زند، مرد در بيابان اس ام اس دريافت مي كند. منظور چيه، مالتي مديا مسيج است؟ مگر چنين سرويسي مخابراتمان دارد؟
* ساژم اسپانسر تيم فوتبال استقلال است، روي پيراهن بازيكنان اين تيم حضور دارد و تصوير درشتي از پيراهن استقلال در آگهي هاي چاپي اش به چاپ مي رساند. با نيك بخت واحدي، بازيكن استقلال هم قرارداد بسته و آگهي هاي چاپي اش با حضور اين بازيكن با پيراهن استقلال منتشر مي شود. آن وقت رنگ قالب آگهي تلويزيوني اش قرمز مي شود: ماشين قرمز، پيراهن قرمز و زرشكي برخي از تماشاچيان فوتبال، تابلوي رنگ و رو رفته اما قرمز تعميرگاه بياباني، پرچم ايران در دست تماشاچيان(يك سوم قرمز). پس چرا در آگهي اسپانسر تيم آبي كه اينقدر اين نكته را توجه دارد و برجسته اش مي كند، از آبي اصلا خبري نيست؟

15 پاسخ به نقد آگهي ساژم- قسمت دوم
The most important conclusion I can reach is the fact that making commercials needs real talents, i.e good writers and good directors along with good marketing people knowing the technology and the market. In fact some of the best writers and directors of Hollywood started making commercials in the beginning of their involvement in the movie industry and some of the famous ones still do get
commercial contracts between their movies.
خداييش هيچ نکته اي جا نيوفتاده ساژم کلي پول بايد ميداد تا همچين تحليلي رو کارش ميشد.
تبریک می گویم. نقد فوق العاده خوبی کرده اید. بی نظیر بود. واقعا چنین دید کارشناسی برای آگهی های کشورمان، مخصوصا در بخش تلویزیون احتیاج است.
موفق باشید و سربلند
منتظر نقدهای بعدی هستیم
سیاوش دهستانی
فوق لیسانس مدیریت،مدیر بازرگانی
khudayeesh rast migia!man az hamoon avalam az in tablighe khosham nemumadesh!!
حرفات درسته ولی یک چیز هم هست. اون اینکه نکته اصلی توی یه تبلیغ اینه که 1- طولانی باشه 2- شیک ساخته شده باشه. یعنی مجموعا قادر باشه سرکار بذاره بیننده رو. این تبلیغ هر دو تا مورد مربوطه رو داره. حالا کی میاد توی اون هیری ویری مثلا نگاه کنه که چرا ماشین یارو فلانه یا مثلا یارو کت پوشیده پس انتخاب موبایلش هم مثل لباس پوشیدنش هردمبیله و...؟
دربارهء اين که ميگي آنتن دهی ربطی به گوشی نداره و مربوط به مخابرته و اين اشکال گوشيه که يه همچين تبليغی رو می کنه من فکر می کنم اشکال چندان بزرگی نيست . چون تو ايران اين تصور غلط اغلب وجود داره . ايرادی هم نداره آدم روی يه اشتباه دست بذاره و ازش استفاده کنه . / من که می گم حالا نوبت جلسه نشست بررسی و تحليل شامپو صدر صحته :) همون که يارو نشسته تو سلمونی !
سلام، بینهایت خوشحال شدم اینجور نقدی از این تبلیغ دیدم، نزدیک 3 هفته هست دنبال این جور نقدی هستم. اما یه بحث جالب که میمونه و من هنوز بعد کلی فکر هنوز منظور سازنده تبلیغ رو نفهمیدم اینه که تعمیر کاره میگه : " رادیو دارم، خرابه، نمی فروشمش! " این نمیفروشمش خیلی بار طنز به این تبلیغ اضافه کرده اما منظورش نمیدونم چیه؟؟
راستی به نظر من این تبلیغ هر چند از لحاظ معرفی محصول ایرادات زیادی داره اما تاثیر جالبی روی مخاطبش داره... لطفا ادامه بدبد این بحث رو
سلام آقای خواجه نوری
ممنون از نقد ، اين بحث را ادامه میديد يا نظرتون تمام شد ؟ نکاتی که فغرموديد بيشتر ايراداداتی در پيام و سناريو تبليغ است ، اگر تمام شده متوجه نتيجه نقدتون نشدم .
در مورد همانندسازی با فيلم u turn که اساس تبليغ بر آن قرار دارد و بر خلاف آن فيلم تمام میشود نکتهای بنظرتان جالب نيامد ؟
شين شين shinshinjan@walla.com
سلام
واقعا نقد جالبي است....ولي من در مورد اين قضيه اينطور فكر كردم :
تصور كن مردي از سال 2030 به گذشته يعني 1960 برمي گرده ( سفر در زمان) و اتفاقا يه گوشي ساژم همراش اوومده ( توي جيب كتش) خيلي فوتبال دوست داره و بايد به سرعت برسه به ماشينش كه تو زمان حركت مي كنه...اين گوشي ارتباط بين اين دو زمان رو نشون مي ده كه بقول شما يه مولتي مديا مسيج هم داره....خدا رو چي ديدين حتما تا 2030 اين امكان هم راه ميفته....
اون تعمير كاره هم مخش شيرينه....
رنگها هم اهميت نداره ....تبليغ با قرمز قشنگه ...فعلا هم استقلال تو ليگ اوله....خوب اين تبليغ تيم استقلال كه نيست ...تبليغ ساژمه ...
اما دقت خوبي داشتي ...خيلي خوشم اوومد....نكنه فكر كني كه من مدير عامل ساژم هستم....
قربانت شين شين جان
شین شین جون، حدود 30 تا نظر در مورد این آگهی گذاشته بودند، به جز شما کسی در مورد سفر در زمان و مسابقه فوتبال چیزی نگفته بود.
در مورد استقلال هم به این نکته توجه کنید که ساژم خودش را با استقلال در آگهی های چاپی اش کشته و عکس پیراهن استقلال را در قطع یک چهارم صفحه روزنامه چاپ می کند و نیک بخت واحدی ....
از نظرتان ممنونم
اشکان خواجه نوری
سلام اشکان جان
نمیدونم دیدی یا نه ولی توی میدون هفت تیر یک ال سی دی خیلی بزرگ نصب کردن که همین جور تبلیغ نشون میده.
یک تبلیغ مرسدس بنز نشون داد که فوق العاده بود.
باز طوفان نوح شده بود و همه هراسان عزیزترین چیزاشونو (معمولا کتاب) برداشته بودن و میرفتن تو کشتی.
از همه حیوونا هم جفت جفت وارد کشتی میشدن.
در آخر دو تا مرسدس هم وارد کشتی کردن.
الان که سرچش کردم اینجا میتونی ببینیش:
http://www.advertisementave.com/tv/ad.asp?adid=179
این هم یک مطلب ردیاره این تبلیغ:
http://www.looksmartlosangeles.com/p/articles/mi_m0DUO/is_16_42/ai_74700033
دوست دارم تو هم دربارش بنویسی.
آقا ÷س کی مطلب جدید میذاری که ازش اسنفاده کنیم.
حالم بد میشه از این مطلب ها . نشستن به خیال خودشون دارن نقد می کنن . یعنی کار مهم تر از این نبود ... نه جدا یه خورده فکر کنید . مثلا به جای اینکه بشینین یه مقاله رو نقد کنین میان میخواین مثلا نشون بدین خیلی موشکافانه هستین . مثلا خیلی نکته بین و تیز بین هستین . خیلی باحالین ؟
نه آخه جدا که چی ؟! من نه دارم از ساژم پول می گیرم از این حرفها میزنم نه گوشی ازش خریدم . ولی وقتی موضوع رو دیدم که داری درباره چی صحبت میکنی 10 دقیقه است دارم میخندم . مردم از روی بیکاری دیگه میشینن چی کارها که نمی کنن . نشستی دیدی بله پرچم ایران یک سومش قرمز هست پس چرا آبی نیست . چرا رنگ قرمز هست . خب واسه اینکه قرار گرم نشون بده . ولی گفتی پرجم 5 دقیقه دیگه خندیدم . خب پیشنهاد بدیم واسه ساژم رنگ پرچم ایران رو عوض کنن . باز هم میگم :
مردم از روی بیکاری چه کارها که نمی کنن و به خیال خودشون دیگه ته نقاد هستن .
فوق العاده بود.
کمتر نقدی تا این حد موشکافانه و ظریف خوانده بودم.
خطاب به آن دوستانی که انتقادات نادرستی نسبت به متن نوشته شده داشته اند باید عرض کنم تمروزه تبلیغات یک صنعت است و تخصصی است که ضامن بقا و فروش هر شرکت است بنابراین بررسی چنین موضوعاتی تا بدین حد دفیق نه تنها اتلاف وقت نیست بلکه دانشی نوین است که امروزه به نام راز تبلیغات می شناسیم.
نظر شما چیست؟