سلام. امروز سومين سالگرد درگذشت فرهاد مهراد است. مي خواستم به اين بهانه در مورد فرهاد و خيلي از بحث هايي كه در اين چند سال در مورد فرهاد پيش آمد ، براي روزنامه شرق بنويسم، نمي دانم چرا دستم به نوشتن نرفت. از اتفاقاتي كه در سه سال گذشته افتاد و ظلمي كه به فرهاد و خانواده اش كردند و مي كنند، از حاج عزت ضرغامي گرفته تا اسفنديار منفردزاده، دلم گرفته. نمي دانم شايد بهترين راه هماني باشد كه خودش پيش گرفته بود، سكوت.
جايي در دفتر يادداشت هاي روزانه اش نوشته بود:" به لطف خدا قصد ندارم با كسي بحث كنم، حتي اگر حق با من باشد. حق با من هم نباشد كه ديگر به هيچ وجه.ان شاالله."
از دعاهاي مسيحيان مي خواند و مي گفت:" خدايا من بدي هاي ديگران را مي بخشم و تو هم مرا ببخش."
جايي ديگر نوشته بود:" خدا يا مرا نه عمل بهشت است و نه طاقت دوزخ، اكنون كار به فضل تو افتد."
سه سال گذشت، كار فرهاد امروز به فضل خدا و ظلم دوستان افتاده.