1-شاهكاريم، مي خواهيم تبليغات ضد ايدز بكنيم ولي خجالت مي كشيم كه حرف بزنيم، از مردم قول مي گيريم كه خودشون بروند در مورد ايدز اطلاعات به دست بياورند.
"با خود عهد ببنديم كه در مورد ايدز بيشتر بدانيم و به عهد خود وفادار بمانيم."(چشم حتما)
چه بسيار افرادي كه از هفته گذشته كه بيلبوردهايي با اين شعار ديده اند يا تيزرش را ديده اند، اين روزها گروه گروه به دانشگاه ها و مراكز علمي و درمانگاه ها و بيمارستان ها و مراكز مشاوره مي روند و ارشاد و هدايت مي شوند. شنيده ام مردم در اين سرما پشت در دانشگاهها و بيمارستانها بسط نشسته اند تا به عهد خود وفادار بمانند.
2- يك داستان نه چندان بي ربط به مسله بالا:
سالها پيش وقتي نوار بهداشتي در جهان به توليد انبوه رسيد، به رغم اينكه كالاي مفيدي بود و خانمها به آن نياز زيادي داشتند، و علي رغم اينكه در خانم ها در مورد آن اطلاعات هم داشتند و آن را مفيد مي دانستند، اما آن را نمي خريدند و فروش اين محصول در حد صفر بود.
"ديويد اوگيلوي" يكي از غولهاي تبليغات دنيا، تبليغات اين محصول را برعهده مي گيرد و از همسرش مي پرسد كه چرا با اينكه به اين محصول نياز دارد سراغ خريد آن نمي رود. پاسخ همسرش كليد فروش و همه گير شدن اين محصول شد "خجالت مي كشم از فروشنده چينن جنسي را طلب كنم".
نتيجه: از فروشگاه ها و داروخانه ها خواستند كه بسته هاي نوار بهداشتي را در قفسه اي در دسترس مشتريان و بدون حضور فروشنده قرار دهند.