namakdoooon

ArtFani

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

سلام. نمی دانم سیاوش فانی را می شناسید یا نه ولی مطمئنم که کارهایش را دیده اید. فکر می کنم تقریبا هیچ مجله پرطرفدار و البته غیر زردی که مخاطب اصلی اش جوانان باشد، نبوده که سیاوش مدیر هنری اش نباشد یا نقشی در گرافیک آن نداشته باشد.
من با سیاوش در روزنامه حیات نو آشنا شدم، آن روزها حیات نو ویژه نامه ای داشت به نام "آخر هفته" یا همان "weekend". (آخر هفته را در خانه اینجوری صدا می کردیم)
صبح با سیاوش داشتم راجع به آخر هفته حرف میزدم، صجبتمان به اینجا رسید که از بچه های آخر هفته ، ویژه نامه ای که هر صفحه اش یک مسئول داشت، فقط سه چهار نفر در ایران هستند و بقیه رفته اند و جدی جدی "آخرهفته" هایشان "weekend" شده است.
به هر حال این همه آسمون ریسمون بافتم که سایت سیاوش فانی AttFani.com معرفی کنم.حتما سر بزنید.
پی نوشت: سیاوش به دلیل خوش تیپی زیاد هفته گذشته دعوت به حضور در آگهی های چاپی یک شرکت بسیار معروف شد اما بعد از اینکه پیام دعوت را گرفت، به طور مرموزی آفلاین شد.

 

جرالد همن، عصاره خلاقیت

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

بزرگترین جلسه Brainstorm که تا کنون در جهان تشکیل شده 7.5 هزار نفر شرکت کننده داشته. این جلسه در سنگاپور و توسط جرالد همن تشکیل شده بوده. این جلسه 60 دقیقه بوده و رکورد تولید ایده جهان را شکسته است. فکر می کنید چند ایده از آن بیرون آمده بوده؟ 454 هزار ایده!
درباره جرالد همن: جرالد هرمان متخصص خلاقیت است. او در دهه هشتاد میلادی با 2500 دلار سرمایه شرکتی ثبت کرد و به ارائه خدمات در زمینه خلاقیت پرداخت و خلاقیت را قانون مند و قابل آموزش کرد. همن دو سال اول فعالیتش فقط یک کارمند داشت و آن کارمند هم کسی نبود جز خواهرش. هرمان ظرف کمتر از یک سال دو مشتری گردن کلفت پیدا کرد(hp) و کارش رونق یافت. نکته جالب اینکه شرکت همن دو سال اول فعالیتش حتی سر برگ هم نداشت و خیلی ابتدایی و خانگی اداره می شده.
نام همن هم اکنون در ردیف 160 فهرست ثروتمندان آمریکا به چشم می خورد و او برای شرکت در یک جلسه Brainstorming بین 60 تا 100 هزار دلار دریافت می کند.

 

تکنیک های فروش یا رویارویی با اعتراضات 2: پاسخ خنثی

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

خریدار: تولید کننده های دیگر این محصول را ارزانتر از شما می فروشند. .
فروشنده: قبل از اینکه هر تصمیمی در مورد این محصول بگیرد اجازه بدهید که تمام مزایای آن را برایتان بگویم و بیشتر با آن آشنا شوید.

 

تکنیک های فروش یا رویارویی با اعتراضات 1: بومرنگ

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

باز هم مقدمه: یکی از اصول مهم فروش نحوه پاسخگویی به اعتراضات و ناخوشایندی های مشتریان است. هر قدر فروشنده در عبور از موانعی که خریدار ایجاد می کند قدرت بیشتری داشته باشد، خرید زودتر صورت می گیرد. توجه داشته باشید تکنیک هایی که در اینجا توضیح داده می شود، در زندگی روزمره هم کارایی دارد و فکر نکنید فقط باید فروشنده باشید تا این تکنیک ها به دردتان بخورد. توجه داشته باشید که هر یک از تکنیک ها وابسته به موقعیت های خاص هستند و هیچ یک بر دیگری اولویت ندارد.
تکنیک 1: بومرنگ
در این تکنیک از نکته ای که به نظر خریدار ناخوشایند و منفی آمده به عنوان یک امتیاز مثبت استفاده می شود. همانطوری که از اسم این تکنیک مشخص است، مثل بومرنگ، آنچه که خریدار به سوی فروشنده پرتاب کرده به سوی خودش بر می گردد!.
مثال:
خریدار: این قوطی دارو خیلی درش بد دست است و سخت باز می شود، اصلا راحت نیست.
فروشنده: اتفاقا یک نکته مهم این قوطی همین است. خیالتان را بابت اینکه مبادا بچه ها دست به دارو ها بزنند و به دردسر بیافتید راحت می کند. مجبور نیستید قایمش کنید تا بچه ها دارو نخورند.

 

عکس فوری از چند فروشنده

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

قسمت اول این مطلب را امروز عصر نوشتم و نگهش داشتم تا امشب تکمیلش کنم و مقدمه ای بشود برای یک سری مطلب راجع به تکنیک های فروش.
1- یکی از مهمترین خصوصیات بسیاری از مغازه داران ایرانی این است که اصولا به همه کاری وارد هستند جز فروش. چند روز پیش با یکی از دوستان به یک کتاب فروشی رفتیم تا چند تا روان نویس بخریم، فروشنده جوان و تر تمیز بود و کار خاصی هم نکرد اما وقتی از مغازه بیرون آمدیم گفتیم:"طرف تنها کاری که بلد نبود کتابفروشی بود". از مغازه که بیرون آمدیم شروع کردیم به تماشای ویترین مغازه و در همین حین فروشنده جوان از مغازه بیرون آمد و در مغازه را قفل کرد و رفت. ما هم چند لحظه بعد از ویترین دل کندیم و راه افتادیم طرف آب میوه فروشی که دو سه مغازه آن طرف تر بود. وارد مغازه که شدیم، دیدیم کتابفروش جوان پشت دخل آبمیوه فروشی ایستاده(آب میوه فروشی و کتاب فروشی مال یک نفر است). بعدا که با خودم رفتار فروشنده را در کتاب فروشی مرور کردم متوجه شدم که تمام تلاش فروشندگی اش در حد تلاش یک فروشنده آب میوه بود: یک نفر وارد مغازه شود، بگوید یکی از این دو تا از اون، چقدر شد؟ بفرمایید. وسلام...
2- امروز عصر رفتم سر کوچه مان روزنامه بخرم، سر راه هم داشتم ویترین مغازه ها را می دیدم. وارد فروشگاه "جوردانو" شدم، از یکی از تی شرت ها را که در قفسه بود خوشم آمد، برداشتمش تا بازش کنم و ببینمش، دیدم یک نفر از ته مغازه داد می زنه "بازش نکنید،دوباره باید تا بزنمش، اگه می خواین ببینینش برین تو ویترین ببینینش"...
از روزنامه فروشی که بر می گشتم، از جلوی فروشگاه "هنگ تن" رد شدم، رفتم تو تی شرت ها و پیراهن هایش را نگاه کردم، یکی از فروشندگان جوانش جلو آمد و خوش آمد گفت و خواست راهنمایی کند. تشکر کردم و گفتم فعلا دارم تماشا می کنم. کمی دورتر ایستاد و من پیراهن های مختلف را نگاه می کردم، یکی از تی شرت ها را که در قفسه و تا شده بود، برداشتم تا ببینمش، فروشنده نزدیک شد و مشابه تی شرتی که دستم بود را برداشت و باز کرد و نشان داد و بعد با ادب گفت: "دوست دارین همین رو پرو کنین،رنگش رو دوست دارین؟ 8 تا رنگ دیگه هم داره." گفتم نه این یکی قفسه رو هم ببینم بعد تصمیم گیری می کنم.
قفسه بعدی را هم دیدم و چیزی توجهم را جلب نکرد، فروشنده هم متوجه این موضوع شد. سریع رفت از یکی از قفسه ها چند تی شرت که شبیه به آن تی شرتی که اول برداشته بودم تماشا کنم برداشت و آورد و شروع کرد به باز کردن و نمایش دادنشان و در همین حین تی شرت اولی را هم آورد و گفت"این جوری راحت تر می تونید مقایسه کنید"... خلاصه اینکه انتخاب کردم و خریدم.
همه این ماجرا 3 دقیقه هم طول نکشید و فروشنده ماهر توانست در حداقل زمان، یک مشتری بالقوه را به مشتری بالفعل تبدیل کند و مهمتر از همه اینکه زمان تصمیم گیری برای خرید را به حداقل رساند، مشتری راضی بود و به هنگام خرید قانع شده بود که بهترین گزینه را انتخاب کرده.
3- راستی چند درصد از فروشنده هایی که با آنها سر و کار دارید بلدند بفروشند؟

 

انصاریان و نیکبخت برای آرین جین

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

 

درباره لیپتون

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

لیپتون بزرگترین عرضه کننده چای در سراسر دنیا است. حدس می زنید چقدر چای می فروشد؟
هر سال 52 میلیارد فنجان چای لیپتون نوشیده می شود، یعنی 1649 فنجان در هر ثانیه.
هر ثانیه 156 قوطی آیس تی لیپتون در سراسر جهان نوشیده می شود.
با چای تولیدی لیپتون در یک سال می توان 3660 استخر المپیک را پر کرد و اگر آیس تی را هم به این میزان اضافه کنیم تعداد استخرها به 4434 عدد می رسد.
وزن برگ های چای که لیپتون در یک سال عصاره گیری و آماده مصرف می شود برابر با وزن 14077 فیل بالغ آفریقایی است.
منبع: ویکی پدیا

 

معرفی وبلاگ تخصصی تبلیغات

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

اون موقع ها، وقتی می رفتیم میهمانی خانه مادر و پدر بزرگم، پدر بزرگم که انگار چلوکباب را جز لاینفک غذای میهمانی می دانست، چلوکباب درست می کرد و مادربزرگم هم غذای دیگری درست می کرد.
اگر میهمانان به غذایی که مادربزرگم درست کرده بود زیاد علاقه ای نشان نمی دادند و خودشان را چلوکباب سیر می کردند، پدر بزرگم به شوخی با لحنی که انگار دلش خنک شده می گفت:"تا شما باشی جلوی دکون من دکون باز نکنی" و اگر زیاد از غذای مادر بزرگم خورده می شد و از کباب ها می ماند، پدر بزرگم این بار با لحنی تهدید آمیز به شوخی می گفت:"دیگه جلوی دکون من دکون باز نکن".
حالا این ماجرا را تعریف کردم که یک چیز را بگویم، حسن بنانج خبرنگار روزنامه شرق و دانشجوی تبلیغات که از دوستان قدیمی من است، وبلاگ تخصصی در مورد تبلیغات راه انداخته است و ایمیل زده و خبر داده که قرار است روی دست خواجه نوری دات کام بلند شود. حالا نمی دانم چند وقت دیگر باید به حسن بگویم " تا تو باشی جلوی دکون من دکون باز نکنی" یا "دیگه جلوی دکون من دکون باز نکن" !
اسم وبلاگ حسن "تبلیغات از نوع جمعی" است. مطالبش جالب است، حتما سر بزنید و استفاده کنید. البته حسن در نامه تهدید آمیزش (شوخی می کنم، به این شدت نیست)، گفته که فعلا وبلاگش آزمایشی و در واقع نسخه بتا است.