namakdoooon

تغییر رفتار بدون طرح قبلی

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

تغییر رفتارهایی در زندگی وجود دارند که آدمها بدون اینکه متوجه بشوند و بدون اینکه به طور مستقیم به آنها چیزی گفته شود دچار آن می شوند. این جور تغییر رفتارها را می شود با تغییر اندکی در محیط، به وجود آورد.

نمونه:
مشکل: اطراف کاسه های توالت فرودگاه آمستردام لکه های ادار زیادی وجود داشتند و توالت کثیف و بد بو بود.
علت: مردم هنگام استفاده از توالت عمومی دقت نمی کردند.
راه حل: نزدیک به سوراخ فاضلاب سرویس بهداشتی (مخصوص ادرار) برچسب کوچکی که عکس یک مگس (اندازه واقعی) است چسبانده اند. 
نتیجه: مردم سعی می کنند مگس را نشانه بگیرند. مگس نزدیک سوراخ فاضلاب است. توالت دیرتر از قبل کثیف می شود و بوی بد گذشته را ندارد.

 

میمون خوب، میمون منصفه

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

تکه ای از مستند بی بی سی در مورد همکاری و انصاف میمون ها را اینجا ببینید. 


 

محصول جدید استارباکس

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

از آنجایی که هیچ موفقیتی همیشگی نیست، وضع استارباکس روز به روز در حال بدتر شدن است. شعبه های بیشتری در حال بسته شدن هستند (تا امروز ۶۰۰ شعبه) و فشار بر مدیر عامل شرکت (بنیانگذار) برای کناره گیری در حال افزایش است.

در این هاگیرواگیر، استارباکس پودر قهوه آماده (instant coffee) معرفی کرد. 
منتقدان آقای شولز (مدیر و بنیانگذار استارباکس) معتقدند که ایشون بهتره به جای معرفی محصول جدید به اصلاح بازار و محصول قدیم بپردازد... «شما اینی که زاییدی رو بزرگ کن».

 

برخی از محصولات ذاتا مظلوم هستند!

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

برخی از محصولات به دلیل کاربردی که دارند و جایگاهی که در ذهن مصرف کنندگان دارند آنقدر که باید و شاید پیشرفت نمی کنند و همانی می مانند که بودند... مثال این ماجرا دستمال توالت است که تقریبا از ابتدا همینی بوده است که استفاده می کنیم و نوآوری ها در زمینه تولید این محصول به چاپ گل و بلبل یا نقش و نگار برجسته ختم شده است.

سابقه تولید و نوآوری در زمینه ساخت این محصول در اروپا و آمریکا نشان می دهد که نوآوری های صورت گرفته در این زمینه در عین کارایی، مورد استقبال مصرف کنندگان قرار نگرفته است. تحلیل رفتار مصرف کنندگان در این مورد گویای این است که آنها علاقه ای به شنیدن، دیدن و یادگرفتن شیوه و محصولی جدید برای کاری چندش آور ندارند و خلاصه گوش هایشان را روی پیام های تبلیغاتی تولید کنندگان برای رواج محصول جدید می بندند... 
نمونه: شرکت اندرکس که رهبر بازار تولید دستمال توالت در انگلستان است، متوجه شده بود درصد قابل توجهی از مردم دستمال توالت خود را قبل از استفاده خیس می کنند... نتیجه تحقیقات و تست بازار منجر به تولید دستمال توالت خیس شده بود، اما عملا چون مردم علاقه ای به پذیرش تبلیغات اندرکس نداشتند (به سنت ها پایبند بودند :) ) اندرکس عاقبت از خیر سرمایه گذاری برای این محصول گذشت. 
نتیجه گیری: انسان کاری که طاقت شنیدنش را هم ندارد انجام نمی دهد!

 

سندرم زن آقای رییس- قسمت دوم

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

به مناسبت روز زن...

ماجرایی واقعی
آقای رییس مردی موفق و تولید کننده ای نمونه با سهم بازاری قابل توجه است. آقای رییس خودش هم می داند که کسب و کارش را نه تنها سندرم زن آقای رییس که سندرم خانواده آقای رییس تهدید می کند.
سال گذشته در حال انجام کارهای شرکت آقای رییس بودیم که متوجه شدیم بسته بندی یکی از محصولاتشان اشتباه بزرگی دارد و تصاویر و نوشته های هر طرف (بعد) جعبه با هیچ طرف دیگری هم خوانی ندارد و بالا و پایین/ چپ و راست/ جلو و عقب بسته بندی مشخص نیست و بسته بندی از هیچ منطقی تبعیت نمی کند. در جلسه مشترکی که با آقای رییس و بانو داشتیم ایراد را به آقای رییس گفتیم و آقای رییس با حالت «بفرما خانوم تحویل بگیر» پاسخگویی را به بانو واگذار کردند.
خانم آقای رییس اول منکر ایراد شد و گفت اشتباه می کنید «طراحی بسته بندی ها را یکی از بچه ها زیر نظر خودم انجام داده، غیر ممکنه اشتباه شده باشه» ... آقای رییس وارد بازی شد و از منشی اش خواست که بسته مورد نظر را بیاورد... بسته بندی رسید و خانم آقای رییس آن را وارسی کرد و در حالی که واقعا نمی دانست جعبه را از کدام طرف در دستش نگه دارد دایم آن را می چرخاند و... گفت «آها منظورتون این جعبه بود... این رو از قصد اینجوری طراحی کردیم، این استراتژی من بود که محصول با بقیه محصولات فرق بکنده و مشتری رو در فروشگاه مجبور کنه که وقت بیشتری رو صرف مطالعه و بررسی محصول ما بکنه... گفتم چی شده...!»
نتیجه گیری: خانوم و خانواده آقای رییس هم فکر می کنند که با «سندرم آقای رییس» روبرو هستند

 

سندرم زن آقای رییس - قسمت اول

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


به مناسبت روز زن...
وقتی مشتری عزیزی ایده افتضاح و بی ربطی را مطرح می کند که تا دیروز هیچ حرفی ازش در میان نبوده و مشتری  نظری خلاف حرف امروزش داشته «سندرم زن آقای رییس*» تشخیص داده می شود که البته نوع حرفه ای زن ذلیلی است.

ادامه دارد.
* Chairman's wife syndrome

 

به مناسبت روز زن- قسمت اول: افتتاح مجدد وبلاگ

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


به مناسبت روز زن...
بعد از دو سال غیبت غیر موجه وبلاگی دوباره برگشتم، اون هم در چه روزی: روز جهانی زن! ان شاالله که مبارک همه زنان و زن دوستان باشه. (اصلا من اینجا رو به مناسبت روز زن دوباره بازگشایی کردم!)
اصولا ربط دادن افتتاح مجدد وبلاگ من به روز زن، مثل برنامه فروش ایران خودرو و سایپا می مونه. می گین چرا؟ نمی دونم چرا این دو تا شرکت همیشه یه جوری رفتار می کنند که انگار برای رضای خدا تاسیس شدند و هر بار که برای ثبت نام فروش خودرو آگهی می کنند پیش از هر چیز اعلام می کنند که به یه مناسبتی این کار رو انجام می دهند. مثلا فروش پژو به مناسبت ۲۲ بهمن/ عید غدیر/ قربان/ فطر... 
نکته جالبش اینه که تکرار این فروش های مناسبتی (همیشه به بهانه مناسبتی خاص) باعث شده تا مشتری ها هم شرطی بشوند و ثبت نام خودرو به مناسبت ۲۲ بهمن به اندازه زمان ثبت نام مدرسه کار قابل پیش بینی شده است. 
نتیجه: چرا آدم باید برای فروش چیزی منت سر مشتری بذاره؟ یعنی اگه این مناسبت ها وجود نداشتن این شرکت ها محصولاتشون رو نمی فروختند؟ یا اگه امروز روز جهانی زن نبود من هیچ اینجا رو بازگشایی نمی کردم؟

 

دو سال غیبت غیر موجه...

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

به زودی در این مکان یک بلاگر تنبل شروع به نوشتن خواهد کرد
اسفند ۱۳۸۷