به مناسبت روز زن...

ماجرایی واقعی
آقای رییس مردی موفق و تولید کننده ای نمونه با سهم بازاری قابل توجه است. آقای رییس خودش هم می داند که کسب و کارش را نه تنها سندرم زن آقای رییس که سندرم خانواده آقای رییس تهدید می کند.
سال گذشته در حال انجام کارهای شرکت آقای رییس بودیم که متوجه شدیم بسته بندی یکی از محصولاتشان اشتباه بزرگی دارد و تصاویر و نوشته های هر طرف (بعد) جعبه با هیچ طرف دیگری هم خوانی ندارد و بالا و پایین/ چپ و راست/ جلو و عقب بسته بندی مشخص نیست و بسته بندی از هیچ منطقی تبعیت نمی کند. در جلسه مشترکی که با آقای رییس و بانو داشتیم ایراد را به آقای رییس گفتیم و آقای رییس با حالت «بفرما خانوم تحویل بگیر» پاسخگویی را به بانو واگذار کردند.
خانم آقای رییس اول منکر ایراد شد و گفت اشتباه می کنید «طراحی بسته بندی ها را یکی از بچه ها زیر نظر خودم انجام داده، غیر ممکنه اشتباه شده باشه» ... آقای رییس وارد بازی شد و از منشی اش خواست که بسته مورد نظر را بیاورد... بسته بندی رسید و خانم آقای رییس آن را وارسی کرد و در حالی که واقعا نمی دانست جعبه را از کدام طرف در دستش نگه دارد دایم آن را می چرخاند و... گفت «آها منظورتون این جعبه بود... این رو از قصد اینجوری طراحی کردیم، این استراتژی من بود که محصول با بقیه محصولات فرق بکنده و مشتری رو در فروشگاه مجبور کنه که وقت بیشتری رو صرف مطالعه و بررسی محصول ما بکنه... گفتم چی شده...!»
نتیجه گیری: خانوم و خانواده آقای رییس هم فکر می کنند که با «سندرم آقای رییس» روبرو هستند