namakdoooon

Product Placement

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

بعد از نمايش فيلم "ارباب حلقه ها"، صنعت توريسم نيوزلند، 9 درصد رشد داشته.
بعد از نمايش فيلم رژه پنگوئن ها، تعداد بازديد كنندگان از باغ وحش هايي كه پنگوئن دارند، در سراسر دنيا چند برابر شده است.
انتخاب يك ماشين به عنوان ماشين قهرمان يك فيلم هاليوودي درجه يك، 35 ميليون دلار خرج دارد.
اينها همه از نمونه هاي موفق تبليغ غير مستقيم در فيلم هاي سينمايي وسريالهاي تلويزيوني هستند كه به Product Placement معروف است.
اين شكل از تبليغ در اروپا و آمريكا به شكل بسيار ظريف و خوبي انجام مي شود و سابقه زيادي دارد. برعكس در كشور ما سابقه زيادي ندارد و نمونه هاي ناموفق و نچسبش بيشتر از نمونه هاي موفقش بوده.
يك نمونه خنده دار داخلي : (در تيتراژ آغازين فيلم از ايران خودرو تشكر شد) نمايش تصويري رومانتيك از پژو 405 در يك فيلم جنايي (راننده قاتل بود) از اول تا آخر فيلم (آنقدر كه حال بيننده از اين ماشين بهم مي خورد)، مهمتر از همه: "بنز الگانس پليس نتوانست به گرد پاي پژو 405 برسد و عاقبت سر راهش مانع گذاشتند تا بايستد!"
اشكال كار اينجاست كه برخي فكر مي كنند نمايش زياد يك چيز بهتر از نمايش به موقع و هر چند كوتاه آن است.

نمونه خوب: ماكسيما و تا حدودي رستوران اسفنديار در فيلم حكم.

 

صد شركت برتر جهان اسلام

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

dinar standard گزارشي داده در مورد 100 شركت برتر جهان اسلام. فهرست كاملش را اينجا بخوانيد.
در اين رتبه بندي سه برند ايراني نيز حضور دارند. كه عبارتند از:
شركت ملي نفت ايران (رتبه دوم)
ايران خودرو (رتبه 37)
شركت ملي صنايع پتروشيمي ايران (رتبه 38)

شركت ملي نفت عربستان سعودي، رتبه اول را دارد.

 

بزرگترين

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

بزرگترين رستوران كشور، بزرگترين خودروساز كشور، بزرگترين كشور منطقه، بزرگترين پارك كشور، بزرگترين فروشگاه كشور، بزرگترين...
بزرگترين بودن يا بهترين بودن؟ مسئله اين است...

تست می شود

 

پنجره هاي شكسته در تجارت

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

تئوري هست به نام "پنجره شكسته" كه مي گويد:" اگر شيشه يكي از پنجره هاي يك ساختمان شكسته و به حال خود رها شده باشد، پس از مدتي عابراني كه از مقابل آن ساختمان مي گذرند به اين نتيجه مي رسند كه براي كسي مهم نيست كه اين پنجره شكسته است و كسي به شكسته شدن پنجره هاي اين ساختمان اهميت نمي دهد. به مرور عابران بر تعداد شيشه هاي شكسته ساختمان مي افزايند و بعد از شكسته شدن تمام شيشه ها، نوبت به خود ساختمان مي رسد. بعد از ساختمان هم نوبت به خياباني كه ساختمان در آن قرار گرفته مي رسد." اين تئوري در كاهش جرم در آمريكا در دهه نود كارايي بسياري داشته است.
(اگر اطلاعات بيشتري مي خواهيد مي توانيد كلمه Broken Window را در ويكيپديا سرچ كنيد)
كتاب Broken Windows, Broken Business اين تئوري رابه فعاليت هاي اقتصادي تعميم داده و مثالهاي فوق العاده اي آورده است.
بر اساس اين كتاب تئوري پنجره شكسته دربنگاه اقتصادي وقتي آغاز مي شود كه هيچ كس در بنگاه توجه چنداني به جزئيات ندارد و كليات از ديده شدن جزئيات جلوگيري مي كنند. به اين ترتيب پنجره ها يكي پس از ديگري مي شكنند و بنگاه صدمه مي بيند و سودش كم مي شود.
"يك فروشنده بد اخلاق، يك فروشنده كثيف، يك پيشخوان كثيف ، چيدمان بد محصولات از جمله شيشه هاي شكسته يك تجارت محسوب مي شوند. تمام پنجره هاي شكسته در تجارت فيزيكي و قابل مشاهده نيستند، مثلا سياست بنگاه در ارائه خدمات پس از فروش و ارتباط با مشتري. كار كردن يك گارسن به نام بيلي باب در يك رستوران چيني، پنجره شكسته محسوب مي شود. معطل شدن پشت تلفن براي راهنمايي گرفتن براي تعمير يك دوچرخه و شنيدن چند باره موزيك انتظار، پنجره شكسته است. جنس فروخته شده را پس نگرفتن، پنجره شكستن است. هر پنجره شكسته در تجارت، اين پيام را به مشتري مي دهد كه بنگاه اقتصادي مربوطه توجهي به كارش ندارد و هر روز اين تفكر تقويت مي شود. به اين ترتيب مشتري بسيار خوشنود به مشتري راضي و مشتري راضي به مشتري ناراضي تبديل مي شود..."
*** با اين ديد به شركت ها ، فروشگاهها و... اطرافتان نگاه كنيد، متوجه مي شويد كه در كشورمان تعداد پنجره هاي شكسته بيش از پنجره هاي سالم است.

 

درباره آرم نایک

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

فکر می کنید شرکت Nike چقدر بابت طراحی آرمش پرداخت کرده بوده؟
Nike سال 1971 آرمش را به یک دانشجوی گرافیک سفارش و بابتش 35 دلار پرداخت کرده بوده.
مدیر این شرکت سال 1983 برای قدردانی از طراح این آرم یک انگشتر پر الماس به شکل آرم شرکت و مقداری از سهام شرکت (که البته هیچ وقت اعلام نشده چقدر بوده) به او هدیه داده بوده.
اسم طراح: Carolyn Davidson

 

پايان خواب زمستاني

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

اول: از دوستاني كه در نظر سنجي شركت كرده بودند متشكرم.
دوم: نتيجه نظر سنجي در مورد اثر گذارترين رسانه:
1- تلويزيون (56 درصد آرا)
2- حرف (17 درصد آرا)
3- مقاله و گزارش (5 درصد آرا)
سوم: بر خلاف حدس 56 درصد از دوستان، "حرف" اثر گذارترين رسانه است. منبع: BIGresearch
چند نفر از دوستان گفته بودند كه چنين نظر سنجي به طور كل غلط است و بايد ديد كه پيام چيست و شكل طراحي و ساختش چيست و...
توضيحي كه به يكي از دوستان دادم را مي نويسم: براي پاسخ دادن به اين سئوال يك گزاره را در نظر بگيريد، مثلا" پودر برف خوب تميز مي كند"
حالا اين پيام را در قالب رسانه هاي مختلف بگذاريد.مطمئنا با حرف (توصيه ديگران) زودتر متقاعد مي شويد.
چهارم: طبق نظر سنجي كه انجام شده تاثير گذارترين رسانه ها براي تبليغات به ترتيب عبارتند از:
1- حرف
2- تلويزيون
3- كوپن خريد
4- روزنامه
5- مقاله و گزارش
6- پست مستقيم
7- مجله
8- تبليغات فروشگاهي
9- تلويزيون كابلي
10- آنلاين

 

حمید گودرزی برای درسا

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری


حمید گودرزی برای صنایع چرمی درسا
(اگر کیفیتش خوب نیست، ببخشید. با گوشی موبایل عکس گرفتم)
راستی، نظر شما چیه؟ پیشنهاد، انتقاد، تعریف، تمجیدی در مورد انتخاب درسا ندارید؟

 

ای مدیر عامل، ای متخصص، ای شفتالو

نوشته‌شده توسط اشکان خواجه نوری

نیمای عزیز در کامنتی در مورد تحقیقات بازار خاطره بامزه ای نوشته . عزیزان محقق بازار، تحقیقی که مال زمزم بوده را برداشته بودند و تمام "زمزم" ها را با "دماوند" جایگزین کرده بودند. (احتمالا کپی و پیست!). واقعا شاهکاره. حالا خدا می دونه که زمزم هم جایگزین کلمه دیگری شده بوده یا نه...
یک ماجرای مشابه در مورد بسته بندی:
اصولا طراحی یک بسته بندی کار پیچیده ای است و اصولا یک گرافیست حرفه ای هم به تنهایی نباید این کار را انجام دهد. استراتژی بازاریابی و هزار تا نکته ریز و درشت را برای نفوذ در بازار باید لحاظ کرد...(همه این حرفها را زدم که یک خاطره تعریف کنم)

مدیر فروش یکی از مدرن ترین شرکت های چاپ کشور: هفته پیش این دو تا قوطی (بسته مقوایی خمیردندانهای کلگیت و کرست) را به طراح شرکت دادم، گفتم از روی اینها یک بسته خمیر دندان طراحی کن. طرح را درست کرد و برای اینکه با دست پر سراغ کارخانه ایکس (یکی از بزرگترین کارخانه های تولید مواد بهداشتی ایران) بروم دادم چاپش هم کردند و چسب زدند و نمونه قوطی آماده شد.
(،بسته بندی آماده شده را از کشو بیرون می آورد... تصاویر و طراح های روی بسته از روی یکی از بسته هایی که گفته شد اسکن و استفاده شده بود، نوشته ها ، فونت ها، توضیحات پزشکی و... از دیگری. به اضافه یک امضا با خودکار روی بسته)
مدیر فروش : بسته بندی را که به مدیر شرکت ایکس نشان دادم، عاشقش شد. نمونه را تایید کرد و برای اینکه کار جلو بیافتد روی همین بسته را امضا کرد و همان روز هم برای خرید دو میلیون عدد از این بسته بندی قرارداد بست...

نکته جالب: حتی نوشته های روی بسته بندی عوض نشده و همان طرح اولیه تولید انبوه شده است. (این خمیر دندان در حال حاضر با بسته بندی که گفته شد عرضه می شود) واقعا مدیر شرکت صاحب خمیردندان ایکس،انقلابی در صنعت به وجود آورده.

پی نوشت1: بیش از نیمی از تصمیمات مدیران واحدهای تجاری کشور (حداقل در زمینه بازاریابی و تبلیغات) به این شکل است. از این چیزها زیاد است، غصه نخورید.