لطفا در نظر سنجي شركت كنيد
نوشتهشده توسط اشکان خواجه نوری
سلام از همه كسانيكه در نظر سنجي در مورد روزنامه شرق شركت كردند متشكرم. از كسانيكه هنوز نظري نداده اند خواهش مي كنم نظر بدهند، احتمالا كل اين نظر سنجي را در قالب گزارشي كوتاه در روزنامه شرق چاپ مي كنيم.تا فردا،دوشنبه، وقت داريد(براي اينكه به روزنامه برسد)
مرسي كه شركت مي كنيد.
اگر لطف كنيد تحصيلات يا شغلتان را هم بنويسيد بيشتر ممنون مي شوم

2 پاسخ به لطفا در نظر سنجي شركت كنيد
یک آقای تکنوکرات: حدودا چهل ساله با موهای جوگندمی و کوتاه، لباس شیک مرتب پوشیده (مثلا کت و شلوار هاکوپیان یا پیراهن و شلوار تک هاکوپیان) با عینک نسبتا ساده و نسبتا شیک (می تونه بی فریم باشه یا از این فریم های خیلی ساده فلزی داشته باشه) و در عین همه چیز خیلی هم مرد خانواده است.
27 ساله مهندس صنایع
يه آدم فوق العاده با كلاس و شيك پوش، ادكلن زده و صاف و راست ايستاده با عينك دودي آنچناني اما كافي است دوبار باهاش همنشين بشي. تا به درونش پي ببري از دردهاي مختلفي كه رنج مي بره پي ببري. از مريضيهايي كه دچارش هست ميشه به كمر درد شديدي كه بخاطر فشار بيش از دو سمت حاكميت و مردم و دچارش هست اشاره كرد. يا اون عينك دودي به چشم زده بخاطر پنهان كردن خودش از واقعيتهايي كه نمي تونه بهش اشاره و نتيجه آن ميشه غافل موندن از كلي واقيعتها!يا اون لباس يكدست بخاطر پوشاندن اون اختلاف و سلايق آدمايي كه درونش هستن. همه جور و همه رقم آدم از سياسي تا غير سياسي از مذهبي تا غير مذهبي ازخشونت طلب تا غير خشونت طلب. از آدماي مجرد تا آدماي متاهلي كه بدشون نمياد تجربه دوباره اي داشته باشن! اگر به كسي نگيد يه بار كه با هم رفته بوديم دريا ديدم كه پنج تا دست و يك پا داشت. روي هر دست لوگو يه حزب خالكوبي شده بود. يكيش مشاركت و يكيش ملي مذهبي و يكي چپ مذهبي يكي هم چپ غير مذهبي اوني هم كه از همه كوتاه تر بود كوچيك خالكوبي شده بود كارگزاران كه بايد ذره بين بر ميداشتي و نگاه مي كردي يعني با چشم مسلح مي بايست نگاهش مي كردي. اما پاشو نگو يك پا داشت اما آنچنان قطور بودكه چهار تا كمر من رو هم بغلش ميزاشتي لاغر تر مي بود. نمي دونم چرا ظاهر اين پا رو كه مي ديدم آدم ياد آدماي منتظري مي فتاد شايد جوك اون اواخر دوران قائم مقامي بود كه تداعي كننده بود كه مي گفتم صدام گفته كه فلاني ...!
اما اذيتتون نكنم ما قرار شد بعد از يك گفتمان جدي و اساسي بريم داخل آب شنا كنيم. من زدم تو سرم گفتم بابا با اين آدم پنج دست و يا چطوري شنا كنم اگر غرق بشه كي جواب اين ملت مظلوم رو بده ديدم كه آقا دلت خوش بوده اين پا داره كار خودش رو مي كنه و مي ره رو ميزي كنار ساحل ميشينه كه چندتا آدم متشخص و شك ديگه نشستن دارن با هم معامله انجام ميدن.
از افكارش هم برات بگم تو همه چيز احساس كم بود مي كنه فكر مي كنه كه بايد هر چي فرنگي ها گفتن بخونه تا از اين احساس كمبود در بياد. (در ضمن هم بگم يكم بگي نگي كلاس هم هست) هم ترجمه كن هي چاپ كن يه مزيت عمده هم يسري ها حاليشون نميش كه چي نوشته!درنتيجه كسي نيست كه بخاطر اين مطالب شكايت بكنه. آره اين آدم خوب خيلي خوبه ولي اينقدر فشار زندگي و زن و بچه بهش زياده كه نگرانم يه بار قاطي كنه و همه چيز رو بهم بزنه. هر چند كه معتقدم الان هم از واقعيتهاي جامعه بد جوري جا مونده و يا مسير جدا شده :(
نظر شما چیست؟