يكي از نكات جالب در مورد شخصيت برندها و تصويري كه مخاطبان از آنها در ذهن خود دارند اين است كه اين تصوير در مناطق مختلف جغرافيايي تغيير مي كند و بالطبع بر فروش محصول تاثير مي گذارد.
در اين رابطه مي توانم به وضعيت برند "بي.ام.و" در آلمان و جهان اشاره كنم. اين شركت از برند خود تصويري كه "رانندگي لذت بخش" را تداعي مي كند ساخته و مشتريانش در سراسر دنيا از رفاه مالي نسبتا خوبي برخوردارند و بابت اتومبيلي پول ميدهند كه علاوه بر رفع نياز به اتومبيل برايشان شخصيت بياورد و مهمتر آنكه از رانندگي با آن لذت ببرند.
اما وضعيت "بي ام و" در آلمان، كشور توليد كننده اش، متفاوت است. در شهرهايي كه جمعيت ترك هاي مهاجر زياد است مردم آلمان علاقه چنداني به خريد "بي ام و" ندارند. ميدانيد چرا؟ ترك هاي مهاجر بيش از هر ماشيني به "بي ام و" علاقه دارند و اين ماشين را از نان شب واجب تر مي دانند.
در شهرهايي مثل برلين كه ترك ها را در همه جاي شهر مي بينيد اگر از يك آلماني بخواهيد كه راه شناختن ترك ها را به شما بياموزد مي گويد:" اگر يك صف آدم ديديد كه مردي جلوي آن راه ميرود و چند بچه قد و نيم قد پشت سرش بود و نفر آخر اين صف يك زن چاق بود كه مانتويي كه به زمين مي رسد بر تن و چند زنبيل خريد در دست داشت مطمئن باش كه ترك هستند. باز اگر خواستي مطمئن شوي اين صف را دنبال كن و ببين سوار چه ماشيني مي شوند. اگر "بي ام و" بود شك نكن كه ترك هستند. راه ديگرش هم اين است كه از راننده يك "بي ام و" بپرسي كه شغلش چيست؟ اگر از جواب دادن طفره رفت يا گفت كه بيكار است، مطمئن باش كه ترك است."
به همين خاطر است كه آلماني هايي كه در شهرهايي مثل برلين زندگي مي كنند اگر پول سفارش يك "بي ام و " را داشته باشند ترجيح مي دهند كه از برندهاي مشابه، مثل "بنز" كه به نوعي از افتخاراتشان محسوب مي شود ، استفاده كنند.
در ايران نيز نمونه خفيفي از اين وضعيت در مورد "بنز" وجود دارد. حتما شنيده ايد كه بنز را به " حاج آقا"ها و "بازاري ها" نسبت مي دهند. به همين دليل است كه بسياري از ثروتمندان ،آنها كه در اين گروه قرار نمي گيرند، علي رغم اينكه بنز را دوست دارند به خاطر اينكه در برچسب اين گروه را نخورند تمايلي به خريد "بنز" ندارند.